زهرا عفاف فاطمهء بنت موسى آنك * به روى شرف ز فاطمه و حيدر آمده
معصومهء كه در ره ايوان اقدسش * از قدر و صدق حور و پرى چاكر آمده
شهزادهء كه هر دو سرا جدش از عطا * با طالبان مذهب حق ياور آمده
مخدومهء مكرمه آن نجم اوج دين * كز مهر و ماه رأى نكوش انور آمده
از اوج علم و فضل و ادب كوكب جميل * وز درج حلم و مجد و شرف گوهر آمده
جد آمده رسول حق و جدهاش بتول * با يمن عصمت از پدر و مادر آمده
يك جدّ او نبى شرف كل كاينات * كز جود حق ز جمله رسل مهتر آمده
يك جدّ او عليست كه از عون كردگار * در روز جنگ صفدر و نامآور آمده
يك جدّ او حسين على كاندر سخا * مولاى عاصيان و شه محشر آمده
جد دگر على حسين است كز كرم * دين داور و رحيم و رهىپرور آمده
باشد على برادر وى آنكه نور ماه * عكسى ز نور اوست به دنيا برآمده
موسى كاظم آمده باب وى و به آن * احسان و عدل وجود و سخا بىمر آمده
نه به ز جدّهاش به جهان فطرتى نكو * نه مثل جد عالى آن صفدر آمده
بر مسلمين ز مجد و همم كرد رهبرى * بر زايرين بجود و كرم رهبر آمده
روى جهان ز درگه او يافت آبرو * پشت فلك بسجدهء او چنبر آمده
روى اميد جملهء عالم به اين در است * حاجت هرآنچه بوده از اين در برآمده
فوج ملك ز شوق دمادم گشوده پر * وز عرش بر زمين پى يكديگر آمده
يك جا ز بهر چاكرى ز ايران اوست * يك جاز بهتر خادمى اين درآمده
كردم بدل خطاب كه اين قبهء چنين * قدر از كه يافت از كه بزيب و فر آمده
گفتا بعون ايزد و سلطان عصر آن * كورا ز لطف فتحعلى ياور آمده
سلطان عهد فتحعلى شاه آن كز او * بستان ملك و گلبن جان را برآمده
آن پادشاه كز اثر عدل و داد او * شهباز و كبك هم پر و هم شهپر آمده
آن خسرو زمين كه به اوج قدوم او * اورنك ملك را به فلك سر بر آمده
كشورگشاى عالم و زين ملوك آن * كز او كمال و قدر بهر كشور آمده
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٩٦