تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
زهرا عفاف فاطمهء بنت موسى آنك * به روى شرف ز فاطمه و حيدر آمده معصومهء كه در ره ايوان اقدسش * از قدر و صدق حور و پرى چاكر آمده شهزادهء كه هر دو سرا جدش از عطا * با طالبان مذهب حق ياور آمده مخدومهء مكرمه آن نجم اوج دين * كز مهر و ماه رأى نكوش انور آمده از اوج علم و فضل و ادب كوكب جميل * وز درج حلم و مجد و شرف گوهر آمده جد آمده رسول حق و جده‌اش بتول * با يمن عصمت از پدر و مادر آمده يك جدّ او نبى شرف كل كاينات * كز جود حق ز جمله رسل مهتر آمده يك جدّ او عليست كه از عون كردگار * در روز جنگ صفدر و نام‌آور آمده يك جدّ او حسين على كاندر سخا * مولاى عاصيان و شه محشر آمده جد دگر على حسين است كز كرم * دين داور و رحيم و رهىپرور آمده باشد على برادر وى آنكه نور ماه * عكسى ز نور اوست به دنيا برآمده موسى كاظم آمده باب وى و به آن * احسان و عدل وجود و سخا بىمر آمده نه به ز جدّه‌اش به جهان فطرتى نكو * نه مثل جد عالى آن صفدر آمده بر مسلمين ز مجد و همم كرد رهبرى * بر زايرين بجود و كرم رهبر آمده روى جهان ز درگه او يافت آبرو * پشت فلك بسجدهء او چنبر آمده روى اميد جملهء عالم به اين در است * حاجت هرآنچه بوده از اين در برآمده فوج ملك ز شوق دمادم گشوده پر * وز عرش بر زمين پى يكديگر آمده يك جا ز بهر چاكرى ز ايران اوست * يك جاز بهتر خادمى اين درآمده كردم بدل خطاب كه اين قبهء چنين * قدر از كه يافت از كه بزيب و فر آمده گفتا بعون ايزد و سلطان عصر آن * كورا ز لطف فتحعلى ياور آمده سلطان عهد فتحعلى شاه آن كز او * بستان ملك و گلبن جان را برآمده آن پادشاه كز اثر عدل و داد او * شهباز و كبك هم پر و هم شهپر آمده آن خسرو زمين كه به اوج قدوم او * اورنك ملك را به فلك سر بر آمده كشورگشاى عالم و زين ملوك آن * كز او كمال و قدر بهر كشور آمده