گفتم قصيدهء كه چنان لعل پربها * مقبول طبع قابل هر اشعر آمده
هر مصرعى از اين چو يكى حور لالهرو * هر بيت آن دو ماه پرىپيكر آمده
ناطق دعا بگو كه بمرآت طبع و عقل * پيدا دعاى شاه عطاگستر آمده
تا اسم نرگس آمده و لاله در زبان * تا نام اصفر آمده و احمر آمده
چهر موالى شه و روى عدوى شاه * از شوق احمر و ز عنا اصفر آمده
*
ز طبع من چو شد نظم اين قصيده * كه هر بيتش دو در شاهوار است
بود شصت و دو بيت ابياتش اما * مصارع يكصد و بيست و چهار است
از آن تاريخ ابياتش هويداست * از اين تاريخ مصراع آشكار است
* قنديلى در روضهء مطهره است كه از جمله تقديمات خاقان مغفور فتحعلى شاه است ، چنان كه در روضةالصّفاى ناصرى در وقايع سال 1242 گويد : « و قنديلى كه به هزار و دويست مثقال زر احمر و انواع لئالى و گوهر موزون و مشحون بود و مقوّمان آن را به پنج هزار تومان قيمت كرده بودند به مضجع بضعهء معصومهء محترمهء احمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به شهر قم ايفاد رفت » .
و هم در روضة الصفا گويد « الحاصل صد هزار تومان مخارج روضهء حضرت نمود به جهت نذرى كه كرده بود و به آن صد هزار تومان گنبد حضرت معصومه را طلا نمودند و بناء صحن و اتمام درب مينا و تصريح ضريح و بناء مدرسهء دارالشفا و تعمير سد قم نمودند و مقرب الحضرة چراغ على خان نوائى بدين خدمت مأمور شد و به انجام رسانيد » .
روضهء مطهره را درى عالى است كه خاقان خلد آشيان در سنهء يكهزار و دويست و بيست و دو آن را ساختهاند . و روى آن را به تختهء زرين و سيمين مزين نموده و بر دور آن در كتيبهايست كه قطعهاى از شاعرى دانش تخلّص بر روى