وى نداد . لذا هيچوقت در صدد انتقام از كسى برنيامد زيرا به كسى حسد نمىبرد و از كينهتوزى و انتقامجويى به شدت متنفر بود و خود مىفرمود : من هرگز كينه كسى را در دل نگرفتهام . نه تنها انتقامجو نبود . مرد گذشت و احساس بود و بدى را به نيكى پاسخ مىداد . بسيار اتفاق افتاد كه از حق مشروع و مسلّم خود صرفنظر كرد تا دعوايى خاتمه يابد و يا مشكل يك مسلمان حل شود . و بسيار اتفاق افتاد كه احسان به مخالف خود نموده و يا سفارش به احسان و احترام كرده . شخصى به وى در جلو چشمش جسارت كرد . ايشان واكنشى نشان نداد ، بلكه فرمود در حق وى احترام لازم به عمل آيد . چون وابسته به يك شهيد است .
باآنهمه گستاخى كه شفاها و كتبا از طرف بعضى از نابخردان در حق وى به عمل مىآمد . همه را ناديده مىگرفت و در اين رابطه فقط اظهار اميدوارى مىنمود و مىفرمود : من از عبادتى كه انجام دادم خيلى اميدوار نيستم . اما از بدگوئيهايى كه درباره من انجام شد و از تهمتهايى كه به من زدند اميدوار هستم . در اواخر عمر مىفرمود غيبتها را مىبخشم ، اما تهمتها را نمىبخشم . لكن در بيمارستان هنگامى كه تحت فشار بيمارىهاى متعدد بود . به دنبال بهانهاى جهت عفو تهمتزنندگان بود و فرمود همه كسانى كه به من تهمت زدند و بدگويى كردند بخشيدم ، در صورتى كه عوض غيبت يك روز و عوض تهمت يك ماه برايم نماز بخوانند .
در زمينه مردمدارى و دلسوزى نسبت به محرومين ضربالمثل بود . آغوشش چون در خانهاش به روى مردم باز بود . كسى را از خانهاش محروم نمىكرد . حتى مخالف خود را طرد نمىنمود و مىفرمود : « ما كه پيامبر نيستيم . ادعاى پيروى از پيامبر را داريم . لذا بايد در مسير او باشيم و شيوهء زندگى او را در پيش گيريم . پيامبر باآنهمه آزارها و دشمنىها كه از ناحيهء مردم نادان ديد كسى را طرد نكرد ، ما هم نبايد كسى را از خود برانيم » .
او كسى بود كه خانه خويش را به حقيقت خانه مردم مىدانست و طلاب و
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 630
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٦٣٠