تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
ارشاد و خدمت پرداخت . در اين زمينه چنان متواضع و بىريا و آزاد بود كه تمام تلاشش تعليم و تربيت بود . كتاب هرچه باشد و شاگرد ، هركه باشد . لذا از تدريس كتب ابتدائى مانند : نصاب الصبيان و شرح امثله و مانند اين‌ها امتناع نمىكرد . عم جز هم درس مىداد . روزى به من فرمود . درس اين آقا پسر را بگو . ديدم معراج السعاده در دست دارد و چند درس را هم نزد آقا خوانده است . خجالت نمىكشيد از اينكه اساتيد دوران طلبگى خود را كه در همان سطح نازل مانده و از درس و بحث و حوزه و ترقى افتادند ، نام برد . مثلا مىفرمود : نزد فلانى درس خوانديم . و يا فلانى استاد ما در فلان كتاب بود و . . .

بعد اخلاقى

آيت‌اللّه محمّدى لائينى مجمع فضائل و نمونه بارز يك انسان شايسته بود . بدون مبالغه صفات برجسته انسانى در وى جمع بود . او يك مرد نبود . هزار مرد بود . نه بلكه مجسمه مردانگى مهربانى گذشت . كرم بىريائى ، زهد و ترحم بود . همانند شمعى بود كه خود مىسوخت ، اما محيط و محفل دوستان و جامعه را همواره روشن و با صفا نگه مىداشت . او قبل از اينكه عالم باشد عامل بود . شيوهء معاشرت و برخورد وى حساب شده و براى همگان درس زندگى بود . راستى كه مازندران از اين نخبه‌ها كمتر به خود ديده است . اين سخن نويسنده حروف نيست . حرف دل هزاران هزار انسان فهميده درست‌انديش است كه از نزديك با معظم‌له در ارتباط بودند . و سالهاى سال پاكى و صداقت و حسن نيت و فضائل اخلاقى او را تجربه نمودند . او همان‌طور كه در ايام تحصيل يك محصل زبده و ممتاز بود در دوران خدمت و ارشاد هم يك خدمتكار با صداقت و پركار بود . با مشكلات فراوان مبارزه كرد . آزارها ديد . زخم زبانها شنيد ، اما از مسير حق جدا نشد و اصول اخلاق و ادب را زير پا نگذاشت . رأفت قلب و شرح صدر او اجازه عكس‌العملهاى تند و سريع را به