تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
كجا به بانى او زين بنا كه ماند بجاى * فلك درود فرستد ملك كند تحسين نه بر به بيهده بر ملك و دين امينش كرد * خدايگان ملوك زمانه ناصر دين كجا بفرّ شاهنشهى فراست او * ميان بيضه كند فرق خاد از شاهين شهى كه گر ز خرد شاه خسروان پرسى * خرد چه گويد ؛ گويد بيا و شاه ببين در او حصافت بوزرجمهر و آصف ديد * كه مى پياده شود از كفايتش فرزين ز مكرمت نظرى كرد سوى او كه شد او * از آن نظر به سعادت ز خواجگان مهين كنون بفرّ شهنشاه عصر و فضل اللّه * وزير صدرنشان است و بدر صدرنشين پدرش بود بسلطان امين و سلطان خواست * پس از پدرش بحشمت فزايد و تمكين فزود نك همهء خواجگان به خدمت او * بفخر بسته ميانند از كهين و مهين كسى كه شاه سوى او نظر كند نه شگفت * اگر زمانه ببندد بر اسب بختش زين كه گر اثر نهد اين‌گونه مىنهد به جهان * كجا اساسش محكم‌تر از دز روئين مؤيد است بروح القدس ز ايزد پاك * وز آب و خاك مقدس سرشته است و عجين چه آيتى به ازين كو نهد چنين آثار * كه باز ماند از و تا بروز بازپسين كجا خرد بتواند قياس چرخش كرد * اگر كنى به مثل كوه و بحر را تخمين على اصغر اگر نام دارد او ز پدر * على اكبر يارش بود بعليين بدين على همه ارواح مى دعا گويند * بخاصه روح على بن جعفر و يقطين كجا طواف گه روحشان همين خاكست * كه جسم دختر احمد درو شده است مكين درى به خلد برين زين مكان فراز و تو نيز * ببينى آندر ارت هست چشم باطن‌بين مكان فاطميان در سپهر عرش خداست * و گر به خاك نشان بىچو اين مكان گزين همان‌كه شيعهء خاص على و آل على است * اگر نخفت در اين خاك روح او است غبين به طوس و قم ز پيمبر دو گوهرند به خاك * كه خاك ازين‌دو شرف جسته بر سپهر برين پدرش خفته بطوس است مام او ايدر * نديم رضوان آن وين رفيق حورالعين پدر اساس نهاد و پسر به آخر برد * كه باد رحمت ايزد بسى بر آن و بر اين چنان كه مسجد اقصاى را همى داود * بنا نهاد و سليمانش برفزود آذين