هرآينه ز صدف خوبتر بود لؤلؤ * چنان كه خوبترند از درختها اثمار
اميدم آنكه ز يزدان ز مكرمت نظرى است * بر آنكه گفت و بر آنكو نويسد اين اشعار
ايا كسى كه بدين كاخ بگذرى روزى * يكى به رحمت ازين رفتگان به ياد بيار
هزار و سيصد و سه چون گذشت از هجرت * به آخر آمد اين قصر و اين بلندحصار
كتيبه سردر ايوان شمالى داخل صحن طرف باغ ملى
عهد ملك ناصر دين آنكه يافت * كرسى و ديهيم از او زين و زيب
گشت امين شه و صدر مهين * بانى اين صحن خوش دلفريب
صادق پروانه بتاريخ گفت * « نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
[ 1303 ]
كتيبهء سردر صحن شمالى طرف باغ ملى ( از خارج )
به عهد ناصر دين شهريار با تعظيم * ابو المظفر غازى خدايگان كريم
بنا نهاد به توفيق كردگار اين صحن * وزير اعظم على اصغر بن ابراهيم
چو بهر دختر موسى بن جعفر از سر صدق * امين سلطان آراست اين ستوده حريم
براى مصدر تاريخ گفت پروانه * « سياق كعبه ثانى ز پور ابراهيم »
[ 1303 ]
كتيبه شرقى سردر صحن از طرف خيابان ارم ( از خارج )
به عهد خسرو گيتى خديو ناصر دين * كه نازد از سر انگشت وى كلاه و نگين
براى دختر موسى بن جعفر از سر صدق * سپهر سوده به خاك درش هماره جبين
امين شاه على اصغر بن ابراهيم * عيان نمود ز سطح زمين بهشت برين
چو شد تمام به تاريخ گفت پروانه * « بناى صحن به كلى بهشت روى زمين »
[ 1303 ]