صف پايين كشيده شده پنجاه نفرند ، كه مجموع يكصد و يك نفر تمثال شاهزادگان و اميرزادگان در آن اطاق كشيده شده درحالىكه به سلام شاهى مشرف شدهاند ، با لباس جواهرنشان و كارد خنجر و بازوبند مرصّع كه در آن زمان معمول اهالى ايران بوده كه به اين هيئت به سلام شاهى مشرف مىشدند و اين عمارات را وقف بر سركار فيض آثار نموده كه زوار و واردين اين ارض شريف در آن منزل كنند و توليت آن را واگذار نموده به متولى آستانهء مقدسهء فاطمه عليها السّلام چنان كه بر سنگ مرمرى كه در بلاى درى كه به رودخانه باز مىشود منقور است و امروز اثرى از حمام مزبور نيست و سنگ را كنده و بردهاند . « 1 »
صحن نو بنياد آن از مرحوم آقا ابراهيم امين السلطان است كه در سنه 1299 شروع نمود ولى در آن اثناء بهمراهى موكب ناصر الدّين شاه به عزم زيارت ارض اقدس و مشهد مقدس حركت كرد و در منزل سودخر به دار ديگر خراميد و جسد او را به مشهد حمل و در آن خاك مدفون شد ، پسر او ميرزا على اصغر خان امين السلطان كه پس از فوت پدر ، شاه جميع مناصب او را با لقب امين السلطانى به او داد ، اهتمامش در ساختمان صحن مطهر بيش از پدر شد ، و ماهى يك هزار تومان از طهران فرستاد تا بالاخره پس از چند سال بناى صحن جديد به معمارى مرحوم استاد حسن معمار قمى كه سنمّار عصر خود بوده به اتمام رسيد و ايوان آن را هم آئينه نمودند با مقرنس شگرف و انشاء كتيبه ايوان آئينه از مرحوم شيخ محمّد حسن مجتهد قمى است كه ملا رجب على مذهّب مشهدى به خط ثلث بر روى سنگ مرمر نوشته و آن انشاء اين است :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ
هامش
( 1 ) . اين خانهها و حمامها از طرف آيتاللّه بروجردى خريدارى شده و به جاى آن « مسجد اعظم » ساخته شده است تصويرها را نيز به طرز فنى از ديوار بيرون آورده در موزه نگاه داشتهاند . ( د )