تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
كه روبروى ميدان آستانه باز مىشود از سمت راست كسى كه وارد مىشود و حاج سيد رفيع نظام العلماء تبريزى كه بقعهء او متصل به ايوان آئينه است ، و حاج شيخ فضل اللّه نورى كه بقعهء او در شمال شرقى صحن است و قبر قطب راوندى هم در حياط صحن است و همچنين قبر مرحوم حاج ملا آقا حسين مجتهد قمى متوفى در سنه 1327 قمرى كه قبر مرتفعى در محوطه صحن دارد . اطراف صحن جديد را كتيبه‌اى است كه در آن كتيبه اين دو قصيدهء فتح اللّه خان شيبانى كاشانى به خط ميرزا آقا تبريزى مسطور است : قصيده اوّل
زمين شد از دو بنا رشك آسمان برين * يكى بناى خليل و يكى بناى امين خليل رحمان گشت او بدان بناى قويم * امين سلطان گشت اين بدين بناى مبين يكى به مكّه و آن كعبه خداى بزرگ * يكى دگر بقم و جاى بضعهء ياسين بدان نماز برد هركه راست دين درست * بدين نياز برد هركه راست رأى رزين بروزگار بناها بسى نهادستند * ولى نه چونين محكم نهاد و خوب آئين رواق و طاقش بر آسمان نهاده اساس * زمين و خاكش بر فرق فرقد و پروين خزينه‌هاى فراوان هزينه گشته بر آن * اگرچه كرده در آن گنج نام نيك دفين كسى كه باز بماند بدهر از او آثار * كجا بماند از ايشان يكى اثر چونين جهان رسانده بسى مردمان به عزت و جاه * چه ز آنكه باد جهانش همه به زير نگين خداى عرش چو با بنده‌اى نظر دارد * چنين اثرها ماند از او به روى زمين چنين اثر نه بخلخ در است و نه بطراز * چنين اثر نه بچين اندر و نه در ماچين گر اين بنا نگرد سخت شرمسار شود * كسى كه كرد اياصوفيه بقسطنطين تمام خلقت و اصل اين بناى و در بر او * دگر بناها چون در مشيمه‌اند جنين بدين بنا كه ز آب و گل اين وزير نهاد * بباد رفت همه نام آذر برزين در آن بنا سخن از آفتاب و آذر بود * درين بناست همه ذكر مالك الارضين