است « 1 » . ابو القاسم بلخى مىگويد : اجتماع ضدّين ، محال است « 2 » .
ابن اسفنديار ، از سيّد امام ابو طالب روايت مىكند : ابو القاسم بلخى دبير و كاتب محمّد بن زيد بن اسماعيل بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام بود . وى در بلاغت و فضل و كمال مشهور است . بلخى گفت : من چندين پادشاه را خدمت كردم و بسيارى از بلغاى جهان را ملاقات كردم كه در پيش من مانند موم بودند ، و الّا اين محمّد بن زيد هر وقت كه املا مىگفت ، مىپنداشتم محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله است كه اداى وحى مىكند « 3 » .
امام يحيى بن حسين معروف به الهادى الى الحق كه از امامان زيديه به شمار مىرود ، از شاگردان ابو القاسم بلخى بود و علم كلام را در خدمت او فراگرفت « 4 » .
قاضى عبد الجبار مىگويد : محمّد بن زيد و ابو القاسم بلخى و ناصر الحق هركدام ، يگانهء روزگار خود به شمار مىرفتند و باهم مراوده داشتند « 5 » .
ابو الحسن على بن محمّد خشّابى ، از جمله شاگردان ابو القاسم بلخى به شمار مىرفت كه وقتى وارد بغداد شد ، عدهاى از علما در محافل و مجالس خود ، مىگفتند غلام ابو القاسم بلخى آمده است . مردم از فصاحت بيان و صراحت لهجه و زيبايى كلام خشّابى در تعجب بودند . از او پرسيدند كه نظر مردم خراسان بهويژه بلخ دربارهء ابو القاسم بلخى چيست ؟ خشّابى گفت : عدهاى كعبى را از بزرگان اوليا مىدانند و مىگويند : وى هيچگاه عقيدهاش را مخفى نمىكرد ، و بسيارى از نيكان اهل بلخ ، انتظار قدوم او را مىكشند ، و برخى ديگر از صلحاى بلخ ، وى را متهم به زندقه مىكنند و كافر مىدانند « 6 » .
قاضى عبد الجبار گفت : من به نزد ابو على ، اسمى از ابو القاسم بلخى كعبى بردم ، وى گفت : او بر استادش ابو الحسن خيّاط ترجيح دارد و اعلم است ، و بسيارى از شاگردان
هامش
( 1 ) - شرح الاصول الخمسه ، ص 758 .
( 2 ) - المغنى ، ج 4 ، ص 318 .
( 3 ) - تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 94 .
( 4 ) - فرق و طبقات المعتزله ، ص 97 .
( 5 ) - همان ، ص 97 ؛ تاريخ بغداد ، ج 9 ، ص 384 .
( 6 ) - الوافى بالوفيات ، ج 17 ، ص 26 .