تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
گريخت ، كعبى را به جاى او دستگير كردند و براى مدتى به زندان انداختند تا اين كه على بن عيسى او را نجات داد . وى سپس به بغداد رفت « 1 » . ياقوت حموى مىنويسد : زمانى كه بلخ به دست احمد بن سهل بن هاشم مروزى فتح شد ، او ابو القاسم بلخى را به وزارت منصوب كرد ، و ابو زيد را به عنوان منشى او برگزيد . او به كعبى ماهيانه ، هزار درهم حقوق پرداخت مىكرد و به ابو زيد پانصد درهم مىداد ؛ ابو القاسم بلخى صد درهم از حقوق خود را به حقوق ابو زيد افزود « 2 » . زمانى كه ابو زيد كتاب السياسه را نوشت ، بين او و كعبى دوستى برقرار شد ، ابو القاسم بلخى گفت : خداوند تمام سياست را در يك آيه جمع كرده است « 3 » .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
« 4 » . اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، هرگاه با فوجى از سپاه دشمن روبه‌رو شديد ، پايدارى كنيد و خدا را پيوسته ياد آريد ، باشد تا پيروز گرديد و همه با روح وحدت ايمانى ، پيرو فرمان خدا و رسولش باشيد و هرگز راه اختلاف و تنازع نپوييد كه بر اثر تفرقه سست و ضعيف مىشويد و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد ، بلكه يكدل و پايدار و صبور باشيد كه خداوند هميشه با صابران است . ابو القاسم كعبى ، شاگرد ابو الحسن خيّاط بود . وى به عقايد و نظريات استادش احترام مىگذاشت و به او وابستگى شديدى داشت « 5 » . سمعانى براى ابو القاسم بلخى كعبى ، تبار عربى درست كرده است و او را به پنج قبيلهء عرب نسبت داده است « 6 » . نجم الدين عمر بن محمّد نسفى ، سمعانى و ذهبى مىنويسند : ابو القاسم بلخى كعبى
هامش
( 1 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 313 . ( 2 ) - معجم الادباء ، ج 3 ، ص 76 . ( 3 ) - الوافى بالوفيات ، ج 17 ، ص 26 . ( 4 ) - انفال / 45 - 46 . ( 5 ) - الوافى بالوفيات ، ج 17 ، ص 27 . ( 6 ) - الانساب ، سمعانى ، ج 11 ، ص 122 .