مىرفته است « 1 » . محمّد زكرياى رازى در موضوع لذت ، رسالهاى نوشته بود و كعبى بر ردّ اين رساله مطالبى نوشت و اين مناظره چند مرتبه تكرار شد « 2 » .
كعبى بلخى ظاهرا كتابى در طعن اخباريها دارد و در آن اخباريها را مردود شمرده است . مورّخانى مانند ابن نديم ، خطيب ، اصطخرى و ابو الحسن خيّاط گفتهاند كه كعبى بلخى در زمان اقامت خود در بغداد ، وزير على بن عيسى بن جراح بوده و پس از مدتى بغداد را به قصد زادگاهش بلخ ترك گفته و تا پايان عمر در بلخ زندگى كرده است . به نقل از المستغفر ، كعبى بلخى در سال 319 ه . درگذشته است « 3 » .
بعضى از مورّخان گمان كردهاند كه كعبى بلخى از نوادگان يزدگرد پادشاه ساسانى بوده است و در اين صورت جاى تعجب است كه يك فرسخ راه را صد فرسخ به حساب آوردهاند !
ابن خلكان گفته است : كعبى بلخى در سال 319 ه . حيات داشته و داراى مقالات زيادى بوده است « 4 » .
روزى مردى سوفسطايى به مجلس كعبى بلخى درآمد و از پندارگرايى مىگفت و معتقد بود كه همهچيز خيالى است . بلخى برخاست و قاطر مرد سوفسطايى را پنهان كرد و به مجلس بازگشت . ساعتى بعد ، مرد سوفسطايى بدون اين كه قانع شده باشد ، برخاست كه برود ، چون قاطر را نيافت به نزد بلخى بازگشت و از او مركب خود را جويا شد . كعبى گفت : شايد در محل ديگرى جاگذاشته باشى و يا شايد سواره نيامدهاى و نيز شايد در وهم و خيال به سر مىبرى . سوفسطايى به خود آمد و از عقيدهاش بازگشت « 5 » .
ابو القاسم كعبى از رجال قرن سوم است و كتابى در تاريخ به نام مفاخر خراسان دارد « 6 » . وى علاوه بر كتاب مذكور ، كتاب ديگرى در علم جغرافيا دارد كه دقيقا نام آن
هامش
( 1 ) - خراسان بزرگ ، ص 107 .
( 2 ) - حجت حق ابو على سينا ، ص 474 .
( 3 ) - لسان الميزان ، ج 3 ، ص 255 .
( 4 ) - وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 45 .
( 5 ) - تاريخ تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ج 1 ، ص 133 ؛ طبقات المعتزله ، ص 89 ؛ فرق و طبقات المعتزله ، ص 94 .
( 6 ) - مجله كاوه ، سال دوم ، ش 1 ، ص 13 .