تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
بهاء الدين ولد مىگويد : « مادرم تا اوايل قرن هفتم زنده بود . به او مامى مىگفتند و اين زن از نظر اخلاقى تندخو و فحاش بود » . بهاء الدين ولد ، از مادر خاطرى رنجيده داشت و مىگفت : « مادرم بدخو بود و جنگ مىكرد و فحش مىداد . من به او گفتم مردمان مىگويند : چه مادر فحش‌گو و بداصلى دارى » « 1 » . در اواخر عمر بهاء الدين ولد ، از امراض گوناگونى كه به آنها مبتلا بوده شكايت كرده است . بهاء الدين ولد ، از معاصرانش نيز شكايت مىكند و مىگويد : « از ميان معاصران چند تن مرا به شدت آزار مىدادند و غمگين مىساختند ، يكى حاجى صديق و پسرش ناصح بود . وى اندك معلوماتى داشت و فقه آموخته بود . ديگر شعيب و مادرش بود ، كه مرا خيلى دل‌تنگ مىساختند » « 2 » سلطان العلما بهاء الدين ولد از وعاظ مشهور عصر خود بود . او به اين حرفه علاقهء فراوان داشت و علاوه بر آن به تدريس علم اخلاق و تفسير قرآن كريم مىپرداخت . وى به حفظ و رعايت سنن دينى و آداب مذهبى سخت پايبند و دل‌بسته بود ، و از كسانى كه خلاف شريعت عمل مىكردند نفرت داشت و آنها را نهى از منكر مىنمود و با آنها با شدت برخورد مىكرد « 3 » . از آثار او مىتوان كتاب معارف و الاسرار الروحية را نام برد . يك نسخه خطى كتاب الاسرار الروحية در كتابخانهء اياصوفيه استامبول به شمارهء 1653 نگهدارى مىشود . كتاب مذكور به زبان فارسى تأليف شده است « 4 » . كتاب معارف وى ، توسط فروزانفر تصحيح و بررسى شده و سال 1339 ش به چاپ رسيده است « 5 » .
هامش
( 1 ) - معارف ، ج 1 ، ص 45 - 62 . ( 2 ) - همان ، ص 71 ، 112 ، 150 . ( 3 ) - همان ، ص 30 ، 97 ، 159 ؛ مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 10 - 11 . ( 4 ) - مشايخ بلخ من حنفيه ، ج 1 ، ص 108 . ( 5 ) - معارف ، مقدمه آن ؛ فهرست كتابهاى چاپى فارسى ، ج 4 ، ص 4802 .