گروهى از تبليغات معظمله ناراضى بودند ، دور هم جمع مىشدند و مىگفتند : بچهء پيوند چند سال گم بود تازه پيدا شده ، مردم را دور خود گردآورده ، آنها را موعظه مىكند و مىگويد : فلان مسأله حرام است و فلان باطل . ولى آيت اللّه عادل از حرفهاى آنها ناراحت نمىشد و جلسات را برگزار مىكرد . براى آقا زمان و مكان مطرح نبود و هرجا كه چند نفر جمع مىشدند مسأله و منبر نيز بود . اكثر مجالس و منابر مخفى و دور از چشم عمال حكومت برگزار مىشد . در هرجا كه محفل برگزار مىشد ، چند نفر براى حفاظت از آن مجلس ديدهبان مىگذاشتند . اگر مأموران را مىديدند گزارش مىكردند تا مردم پراكنده شوند و اينگونه جلسات بيشتر در ماه محرّم الحرام برگزار مىشد .
به گفتهء فرزند آيت اللّه عادل آقا مىفرمودند : ايام عاشورا در حسينيهء چايله مجلس عزادارى برگزار بود ، چند نفر را ديدهبان و نگهبان گذاشته بودند كه با مشاهدهء مأموران علامت مىدادند و مردم متفرق مىشدند و اگر مأمورى ديده نمىشد عزادارى و سينهزنى ادامه مىيافت . پس از سخنرانى و صرف غذا مردم متفرق مىشدند . روزى مأموران دور از چشم ديدهبان نگهبانى اول را رد مىشوند و ديدهبان دوم آنها را مىبيند و خبر مىدهد . مردم آيت اللّه عادل را از حسينيه بيرون كرده مىبرند . مأموران از مردم مىپرسند شما در اين وقت شب اينجا چه كار مىكنيد ؟ جواب مىدهند ما نذر داشتيم ، مىگويند : سيّد عادل كجاست ؟ مردم مىگويند ما خبر نداريم و به دنبال آقا مىروند وى را پيدا نمىكنند .
سيّد مصطفى كربلايى كه از شاگردان خاصّ آقا است ، مىگويد : قبل از آمدن آيت اللّه عادل در تمام مناطق شمال افغانستان و تركستان عالم شيعه وجود نداشت . با ورود ايشان و تأسيس حوزهء علميه علاقهمندان به دين و مكتب و طلاب ، از نقاط دور دست مانند درهء صوف ، يكاولنگ ، باميان ، سانچارك ، شلگره ، دولتآباد ، مزارشريف ، جوزجان و سرپل ، به محضر اين مرد بزرگ آمدند و گرد او جمع شدند ، ولى در آن زمان مدرسهء علميه وجود نداشت . آقا طلاب را در منازل جا داد .
مرحوم آيت اللّه عادل در هنگام تحصيل از طلاب شبزندهدار محسوب مىشد و نيز داراى سجاياى اخلاقى كمنظير بود . وى مردى حليم ، فروتن و صاحب فضايل بود .
طلاب حوزهء علميه مشهد به او لقب عادل داده بودند و هميشه او را عادل مىخواندند .
تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 329
مساهمون: مهدى رحمانى ولوى
ص٣٢٩