تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
زبان فارسى وارد شده بود و كمتر نظم و نثرى يافت مىشد كه الفاظ و لغات عربى در آن به‌كار نرفته باشد . دقيقى زبان فارسى را از اين اختلاط رهايى بخشيد و اشعارش را به زبان فارسى خالص سرود ، به‌طورى كه در اشعار او يك كلمه لغت عربى ديده نمىشود . باوجوداين ، فردوسى در شاهنامهء خود ، نامهء دقيقى را چست و ابيات او را ناتندرست خوانده است . به ابيات زير دقت كنيد :
دقيقى رسانيده اين‌جا سخن * زمانه برآورد عمرش ز بن ربودش روان از سراى سپنج * از آن پس كه بنمود بسيار رنج به گيتى نمانده است ازو يادگار * مگر اين سخن‌هاى ناپايدار نماندى كه بردى بسر نامه را * براندى بر او سربسر خامه را چو اين نامه افتاد در دست من * بماهى گرائيده شد دست من نگه كردم اين نامه چست آمدم * بسى بيت ناتن درست آمدم
با اين حال ، بايد اضافه كنيم كه دقيقى در به نظم درآوردن داستان ايران باستان ، بخصوص خراسان بزرگ و زنده كردن زبان فارسى گوى سبقت را ربوده است و اكثر شعرا و سخنوران بزرگ در برابر مقام بلند او سر تعظيم و تكريم فرود آورده و او را ستوده‌اند « 1 » . رياضى مىگويد : از دقيقى 1054 بيت از داستان گشتاسب و ظهور زرتشت باقى مانده و آن را در بحر تقارب سروده است كه همين بخش را فردوسى در شاهنامه خود آورده است « 2 » . محمود هدايت مىنويسد كه دقيقى مداح آل سامان بود . ابو المظفر محتاج چغانى او را نواخته و به تربيتش پرداخته است . آن‌گاه وى به خدمت امير نصر بن ناصر الدين سبكتكين درآمده و مدح او گفته است . وى سپس در خدمت سلطان محمود كسب شهرت نموده و به نظم احوال ملوك عجم مأموريت يافته كه اين كار را از داستان سلطنت
هامش
( 1 ) - مجله سخن ، سال اول ، ش 10 ، ص 271 ؛ همان ، سال اول ، ش 8 ، ص 378 . ( 2 ) - دانشوران خراسان ، ص 284 ؛ حماسه‌آفرينان ، ص 158 .