تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
اظهار مىداشته است . اگرچه نام و اشعار او در آثار اسلامى موجود است ، اين اعتقاد را نمىتوان رد كرد ، زيرا اين هر دو محمول بر تقيه و پاره‌اى از قسمت دوم شايد براى مراعات عقايد ممدوحان بوده است . چنان‌كه فردوسى در حقّ او دعا مىكند .
ببخشا خدايا گناه ورا * بيفزاى در حشر جاه ورا
و اين هم دليل بر مسلمانى او نيست . به قوىترين حدس مىدانيم كه اگر فردوسى زرتشتى نباشد ، چنان‌كه بعضى احتمال مىدهند از آن عوام خشك مغز هم نيست ، كه بهشت و آمرزش خداى را ملك و حقّ طايفه خاصى بداند ، بلكه اين استاد وسيع الخيال توس به همهء اديان به چشم حرمت مىنگريسته ، و به عقايد ملل احترام مىنهاده است « 1 » . حسين شهيدى مازندرانى مىگويد : ابو منصور محمّد بن احمد دقيقى ، شاعر زرتشتى اواسط قرن چهارم و دومين ناظم شاهنامه است . پيش از او مسعودى مروزى ، شاعر اواخر قرن سوم هجرى ، منظومهء كوتاهى از تاريخ ايران باستان ترتيب داده بود . متنى كه دقيقى از آن استفاده كرده شاهنامه منثور ابو منصورى بوده است . اين كتاب به فرمان ابو منصور محمّد بن عبد الرزاق طوسى به دست چند نفر از دانشمندان وقت خراسان در شرح تاريخ ايران باستان تا پايان عهد سامانى تدوين يافته بود . دقيقى ، بىترديد يكى از بزرگترين گويندگان قرن چهارم است « 2 » . شالودهء نظم شاهنامه به دست اين مرد اديب ريخته شد . دقيقى ابتدا به خدمت ابو المظفر چغانى رفت و از مقربان دربار او شد . چون نوح بن منصور سامانى آوازه و شهرت دقيقى را شنيد ، او را به دربار خود دعوت كرد و نظم تاريخ ايران را به او پيشنهاد كرد . دقيقى داستان گشتاسب و ظهور زرتشت را به نظم كشيد . او به روايتى بيست هزار و به روايتى هزار بيت سرود ، امّا در جوانى به دست غلام خود كشته شد و فرصت نيافت شاهنامه‌اى به نظم درآورد و پس از او اين افتخار نصيب فردوسى شد . با اين حال ، بايد اذعان كرد كه دقيقى در سروده‌هايش نهايت روح استادى و سخن‌سرايى را به ظهور رسانيده است . در حقيقت ، او زبان فارسى را زنده كرده است . در عهد دقيقى لغات عربى زيادى در
هامش
( 1 ) - سخن و سخنوران ، ص 29 . ( 2 ) - فرهنگ شاهنامه ، ص 327 ؛ و نيز راهنماى ادبيات فارسى ، ص 160 و سلسلهء سخنوران ، ص 28 .