مقفع نقل مىكند و نيز كتاب محمّد بن جهم برمكى ، كتاب هشام بن قاسم ، كتاب بهرام بن مردان شاه موبد و كتاب بهرام بن مهران اصبهانى را از اين نظر بررسى كرده و آنگاه از مطالب اين كتابها را با آنچه در كتاب بهرام هروى مجوسى آمده مقابله كرده است .
بيرونى آغاز آفرينش را بدانگونه كه ابو على بلخى روايت كرده نقل مىكند ، برطبق روايت ابو على بلخى كيومرث سه هزار سال كه هزار سال حمل ، هزار سال ثور و هزار سال جوزا باشد در بهشت درنگ كرد و سپس به زمين هبوط نمود . آنگاه سه هزار سال كه هزار سال سرطان ، هزار سال اسد و هزار سال سنبله است ، در امن و امان بر روى زمين زندگى كرد ، تا اينكه توسط اهريمن شرارت و بديها آغاز و پيدا گشت . كيومرث لقب كوه شاه و يا گل شاه گرفت . خداوند كيومرث را چنان زيبا آفريده بود كه چشم هر جنبندهاى كه به او مىافتاد بيهوش مىشد . پسر اهريمن به نام خزوره قصد كشتن كيومرث را مىكند ، ولى او به دست كيومرث كشته مىشود . اهريمن از كيومرث به خداوند شكايت مىكند ، در اين زمان كيومرث به مرگ راضى مىشود . خداوند او را مىكشد ، و از پشت او دو قطره منى به زمين مىچكد . آنگاه از بطن خاك دو بوتهء ريباس مىرويد كه بعدا به مشى و ميشانه تبديل مىگردد و نسل بشر از اين دو نفر است « 1 » .
« نورى ، محمّد بن عثمانف نيز اين مطلب را نقل كرده و مىگويد : فردوسى شاهنامهء ابو على بلخى را در اختيار داشته و از آن استفاده برده است » ، و نيز آورده است كه بارون روزن ابو على بلخى را با مؤلف شاهنامهء ابو منصورى يكى مىداند ، و اين قول با نظر ابو ريحان بيرونى مغايرت دارد « 2 » .
در كتاب جشن طوس آمده است ، شاهنامهاى كه ذكر آن در كتابهاى پيشين آمده است شاهنامهء ابو على محمّد بن احمد بلخى شاعر است . وى در تأليف آن از چند ترجمه و تهذيب خداىنامه استفاده كرده است « 3 » . بهار نيز عقيده دارد كه ابو على محمّد بن احمد بلخى شاهنامه دارد « 4 » . دكتر صفا مىگويد كه ابو على محمّد بن احمد
هامش
( 1 ) - آثار الباقيه ، ص 141 ، ( ترجمه اكبر دانا سرشت ) .
( 2 ) - خداىنامهها و شاهنامههاى مأخذ فردوسى ، ص 239 .
( 3 ) - جشن طوس ، ص 199 .
( 4 ) - سبكشناسى ، ج 2 ، ص 3 .