caput draconis
ياد كردهاند . هم ياد شد كه « انخروزان / اختروزان » در پهلوى اشكانى به معناى « منطقة البروج » است « 56 » .
- رايتز نشتاين اصطلاح « كلدانى » را در متون قديمى برابر با « ايرانى » دانسته ، گويد كه در طول تاريخ از اين اصطلاح سوءاستفادههاى زيادى شده است « 57 » .
( نوشتههاى رياضى ) :
- كتاب مثلثات ( ش 7 ،
I
) - مترجم آن به سريانى « يوسف » خورى پرسبيتر ( ح 900 م ) نويسندهء كتابهاى سريانى دربارهء ارشميدس ، به عنوان الطبيب الشهير كه ابن سينا از او گفتاورد نموده است « 58 » .
- كتاب مجسطى ( ش 7 ،
I
) بطلميوس كه در خصوص تداول آن طىّ دوران ساسانى ، چنانكه استاد بيلى آن را با ديگر كتابها ياد كرده « 59 » ، در « دينكرد » ( مدن ، ص 428 - س 15 - تا 429 - س 8 ) بدين عبارت آمده است : « كوشاك هندوان ، مجسطى يونانيان ( - هروميه ) و ديگر نوشتههاى اساسى در گنج شاسپيگان را براى خواستاران همه آگاهى ويرايش نمود . . . » « 60 » . اينك بايد افزود كه « مجسطى » را سرگيوس بن هلياس ( اليا ) نصرانى / / سرجيوس رأسعينى ( م 536 م ) از يونانى به سريانى ترجمه كرد ؛ آنگاه حجاج بن مطر آن را از سريانى به عربى ترجمه نمود ، كه گويند به تقرير يا تصحيح « نيريزى » باشد - در عهد خليفه معتضد عباسى - ؛ و سپس جرارد كرمونى آن را ( در 1175 م ؟ ) به لاتينى ترجمه كرده است . اكنون ترجمههاى سريانى و عبرى ( در آكسفورد ) وجود دارد ؛ اما يك ترجمهء عربى هم از سلّام ابرش ترجمان ( از پهلوى ) - مترجم « فيزيك » ارسطو ( از پهلوى ) و يك ترجمهء عربى ديگر نيز از ابراهيم بن الصلت ياد
هامش
( 56 ) . گاهشمارى ( تقىزاده ) ، ص 247 .Zoroastrian problems , p . 228 . / India ( Biruni ) , P . XXX /( 57 ) . تأثير فرهنگ و جهانبينى ايرانى بر افلاطون ( استفان پانوسى ) ، ص 35 .
( 58 ) .Steinscheinder , p . ( 167 ) .( 59 ) .Zoroastrian Problems , p . 86 .( 60 ) .Zurvan ( Zaehner ) , p . 145 .