دين صورت فلسفى پيدا مىكند و در يونان نيز الهيات صورت فلسفى مىيابد - مثلا رواقيون . در ايران ، فلسفه صورت دينى پيدا مىكند و فلسفهء خاص اسلامى هم بوجود مىآيد . . . ، تمام مكاتب افلاطونى - سقراطى و ارسطويى ، الهيات دارند و دربارهاش بحث مىكنند ، ولى آن الهيات با دين فرق دارد ، در آنجا متافيزيك است . . . ( الخ ) » « 51 » .
- دربارهء نهادهاى عهد هخامنشى قول ريچارد فراى به درستى اين است كه همواره بر زمينهها و مساند سهگانهء ميانرودانى ، هند و اروپايى و نبوغ خلّاق شاهان بزرگ و رعاياى ايشان در ابتكارات ادارى و سازماندهى پايهور بوده است « 52 » .
- شادروان « نالينو » از نتايج تهاجمات بين ايران و يونان باستان چنين استنباط جالب توجهى كرده است : « تازش هخامنشيان به يونان همانا فلسفه و علم را پديد آورد ، اما هجوم يونانيان و اسكندر به ايران ، علم و دانش را يكسره نابود كرد ؛ چيرگى اسكندر مقدونى بر ايران اندام امپراتورى هخامنشى را درهم ريخت ؛ و چنان كرد كه دانش از عراق ناپديد گردد . » « 53 » .
- همچنين ، نالينو ، گفته است كه ايرانيان در زمان خسرو انوشروان ( 531 - 578 م ) در مراحل علم و معرفت پيشرفت فراوان كرده بودند . آنچه از علوم عقلى پيشينيان خود و از مردم بابل و يونان به ميراث برده بودند ، يا از اقوام همسايهء خود - روميان و سريانيان و هنديان ترجمه كرده بودند - در نزد ايشان شكوفان شده بود . ايرانيان ، باهوش و درايت فطرى كه داشتند ، و با تمايلى كه به اسباب تمدّن نشان مىدادند ، بسيار در علوم تازهوارد پيشرفت كردند و در آنها به مقامى برجسته رسيدند . هنگامى كه اعراب به جنگ موحشى با ايرانيان پرداختند و سپاهيان ايشان را شكست دادند ، دولت خسروان بزرگ برچيده شد ، و اسلام بر همه جا سايه گسترد ، و خرده خرده كار بردن زبان پهلوى منسوخ شد . پس از آن همهء كشورهاى ايران گشوده شد ، و آميزش بين ايرانيان و اعراب رو به فزونى نهاد ، ايرانيان در ميان اعراب خميرمايهاى در ميان خمير شدند ، و در ترقى دادن اعراب تأثير فراوان كردند ، و در احوال تمدن اسلامى نقشى داشتند كه قابل انكار نيست ؛
هامش
( 51 ) . جستارى چند در فرهنگ ايران ، تهران ، انتشارات فكر روز ، 1373 ، ص 129 .
( 52 ) .Opera Minora , p . 321 ff ..
( 53 ) .A volume of oriental studies , Presented to E . G . Browne ( 1922 ) , p . 302 .