ج . متون علمى
1 . ( مدخل اول ) :
- حكيم ابو الحسن عامرى ( م 381 ق ) از متقدمان علماى ايرانى است كه معتقد بود بين علم و دين و ميان حكمت الهى و حكمت طبيعى تضاد و تعارض وجود ندارد « 50 » .
- در خصوص اتحاد علم و دين در ايران و اختلاف آن در يونان ، شادروان دكتر مهرداد بهار نيز گفته است كه : « تفكّر زردشتى خيلى پيشرفتهتر است و حتى تأثيرش را بعد از گاثا هم مىتوان ديد . در « گاثا » اسطوره و روايات اسطورهاى اصلا مثل يونان باستان نيست ، مرحلهء پيشرفتهترى از دين را نشان مىدهد . خداى يكتا در آن هست ، اساطير يونان آن قدر كهنه است كه اصلا مفهوم يكتاپرستى در آن نمىگنجد . درست به همين علّت تحجّر ميتولوژى يونان است كه علم در آنجا از دين جدا مىشود و يك واحد مستقل مىگردد . در آسياى غربى باستانى هر پديدهء جديد علمى كه بوجود مىآيد ، وارد دين مىشود . دين در آسياى غربى : نجوم ، طبّ و تمام عناصر علمى نوين ، كشفيات و شناختهاى جديد انسان را مىپذيرد ، بيهوده نيست كه به روحانيان مىگفتند علما ، هنوز هم مىگويند . اينان زمانى واقعا جزو علما بودند ، منجّم ، رياضىدان و جز اينها . در يونان ، كاهن هيچچيز جز مجموعهء دينى خودش نمىدانست و اصلا حاضر نبود عنصر جديد علمى را در شناخت خويش وارد كند ؛ نتيجة علم از دين مستقل شد . اينجاست كه تفكّر يونانى صورت فلسفى پيدا مىكند ، چون دين متحجّر است . به همين دليل ، دين يونان و روم باستان در برابر دينهاى آسياى غربى نابود مىشوند ، و دينهاى آسيايى و مسيحيّت ، يونان و روم را فرامىگيرد . ولى در آسياى غربى ، تداوم همان اديان گذشته همچنان وجود دارد ؛ اسلام هم ، در واقع ، تداوم انديشهء مسيحى ، يهودى و يكتاپرستى آسياى غربى كهن است . در شرق ، تفكّر فلسفى بهطور مستقلّ از دين شكل نمىگيرد ، يا بهصورت عرفان درمىآيد كه دنبالهء گنوسىسيزم [ - زنديگيه / زندقه ] است ، يا به صورت ساختار دين كه علما هستند و همهء علوم را در اختيار دارند . . . ؛ در دورهء اسلامى ،
هامش
( 50 ) . رش : الاعلام بمناقب الاسلام ، ص 193 و 194 .