گرديده ؛ حنين بن اسحاق و ثابت بن قرّه متن آن را ويراستهاند « 61 » . گويا ناقل يا شارح متن پهلوى « مجسطى » به عربى همان « نيريزى » باشد ، اما ترجمهء سلّام ابرش ظاهرا بىواسطه بوده است .
- سدهانتا ( ش 9 ،
I
) - زيج شهريار ( ش 12 ،
I
) - كه استاد ديويد پينگرى
D . ) ( Pingree
متخصّص مشهور تاريخ نجوم هندى « 62 » ، در گفتار خود به عنوان « رصد ايرانى اوج خورشيدى در سال 450 م » « 63 » گفته است : « براهمپكسه توسّط پيتامه سيدهانته « ويشنودهر موتر پورانه » در اوايل سدهء پنجم ( م ) ابتكار شد ، و تأثيرش در ايران ساسانى بر نخستين « زيك شهرياران » بود كه حدود سال 450 م تأليف شده است . دومين « پكشهء » هندى كه عناصر آن به اسلام رسيد ، همانا « آردهراتريكه » يا نظام نيمشبى بود كه توسّط « آريه بهطه » در حدود / 500 م ابتكار گرديد ؛ و اين ظاهرا بنيان روايت پهلوى « زيك شهرياران » بود كه در زمان خسرو انوشروان در 556 م تدوين شد ، طبعا بسى از اين زيك در زيگ مشابهى كه در عهد يزدگرد سوم - احتمالا حدود 630 م - تدوين شد تكرار گرديد ؛ و همين بود كه در اواخر سدهء هشتم ( م ) توسّط التميمى با عنوان زيج الشاه به عربى ترجمه شد » « 64 » . بايد گفت كه راقم اين سطور برآن عقيده نيست كه همهء نظريات استاد پينگرى - خصوصا آنچه در باب تأثير نجوم و زيج هندى بر نجوم و زيج ايرانى قائل است - صواب و درست باشد . دربارهء ادوار بزرگ ، شرح سالهاى « يوگا » هندى ، روز برهمن يا كلپهها ، « واندروردن » بحث نموده است « 65 » . همچنين به نقل آمد كه قاضى صاعد اندلسى برحسب اعتقاد منجمان ، طريقهء ايرانيان را در تنظيم ادوار عالم يا « سنى العالم » ستوده ، آن را درستترين ادوار دانسته است « 66 » . اينك ، ابو الحسن ( ظهير الدّين ) بيهقى در مقدمهء جوامع احكام النجوم - كه آن را از 257 كتاب گردآورده - دربارهء « زيج
هامش
( 61 ) .Steinscheinder , pp . ( 193 ) , ( 194 ) , ( 282 ) .( 62 ) .cf : Astronomy and Astrology in India and Iran , ( in ) ISIS , 54 ( 1963 ) , pp . 229 - 246 . / Indian Influence on early Sassanian and Arabic Astronomy , ( in ) J . O . R . Madras , ( 1963 - 1964 ) , 33 , pp . 1 - 8 .( 63 ) .J . N . E . S . ( 1965 ) , 24 , pp . 334 - 336 .( 64 ) .The Scholar and the Saint , New york University , 1975 , pp . 67 - 68 .( 65 ) .The Birth of Astronomy , p . 306 .( 66 ) . طبقات الامم ( ترجمهء فارسى ) ، گاهنامه ( 1310 ) طهرانى ، ص 171 .