تطبيقى و تاريخى - بهطور مشروح و تحليلى - از اين دست مىباشد . [ پ . 1 . ]
5 . ( الف ) نوشتههاى مذهبى :
- كتاب « كوان » مانى كه همان « سفر الجبابرة » است ( بهرهء 2 ، ش 4 ) مرحوم هنينگ يك گفتار به همين عنوان - « كتاب غولان » - دارد ؛ و طىّ آن گويد كه همسان با كتاب « انوخ » مىباشد ؛ و پارههايى دربارهء كوان سام و نريمان ايرانى در آن آمده ، كلمهء « جبابره » معادل سريانى است از براى « كويان » ( - كوىها ) پهلوى - فارسى يا « كوان » ، زيرا در عهد ساسانى « كوى » عموما به معناى « غول » شناخته مىبود « 27 » .
- بهرهء 3 ( كتب پهلوى ) در
II
( مبدأ و معاد ) اضافه شود : ارداويرافنامه / ارداويرازنامه ، شرح معراج « ويراز / ويراف » نامى است كه او را با « بهشاپور » موبد معروف زمان خسرو پرويز يكى دانستهاند . همچون منظومهء سير العباد الى المعاد سنائى غزنوى است ، كه سفر انفسى خود را به بهشت و دوزخ و برزخ توصيف مىكند ، اگرچه مطالب كتاب از لحاظ معادشناسى زردشتى به سنّتى كهن تعلّق دارد ، قديمترين تحرير موجود آن از سدهء چهارم يا پنجم هجرى قمرى است .
( ب ) . نوشتههاى فلسفى :
- در كليّات فلسفى ( 1 ) اضافه شود كه : رسالهء ذرّات ( - جزء لايتجزّا ) از دموكريتوس آبدرايى حكيم اتميست يونانى ( سدهء 5 ق . م . ) در ترجمههاى سريانى و عربى وجود داشته است « 28 » .
- زيستنامهء ارسطو ( ش 5 ، 1 ) - فلسفهء ارسطو ( ش 6 ، 1 ) ، محقّقان عموما بر اين عقيدهاند كه دو زندگىنامهء بازماندهء سريانى و چهار زندگىنامهء عربى موجود « ارسطو » در نهايت امر مبتنى بر روايتى است كه بطلميوس ( الغريب ) در زندگينامهء ارسطو ( - ويتا اريستوتليس ) مفقود خود نقل يا تأليف كرده است . گمان مىرود كه طى قرن پنجم يا ششم ميلادى ، يك ترجمهء سريانى از « زندگينامهء ارسطو » ى بطلميوس يا به اقرب احتمال از خلاصهاى از اين زندگينامه صورت گرفته باشد . از اين ترجمهء اصلى ، تنها دو خلاصهء
هامش
( 27 ) .ACTA IRANICA , 15 , pp . 116 - 117 .( 28 ) .Steinscheinder : Die Arabischen bersetzungen aus dem Griechischen , p . ( 49 ) .