ايران به يونان براى معلم خود ارسطو فرستاد . بطلميوس فيلادلفى ( م - ح 283 ق . م . ) حدود 54120 جلد كتاب شامل دانشهاى غير يونانى در اسكندريه گردآورى كرد « 21 » . . . ؛ اين خبر را ابن العبرى چنين گزارده است كه بطلميوس فيلادلفوس علم دوست بود و علماء را گرامى داشتى ، چون شنيد كه در هند و فارس و گرگان و بابل و آشور انواع حكمت وجود دارد ، غير از آنچه يونانيان داشتند ، پس از وزير خود خواست تا در گردآورى كتابهاى آن ملّتها جهد بليغ نمايد ، كه به هر قيمتى بود آنها را تحصيل كرد « 22 » .
- قفطى به نقل از ابو معشر بلخى آرد كه مدينهء كلدانيان - اعنى بابل - مدينة الفلاسفهء اهل مشرق است ؛ و فلاسفهء مشرق ، اولين فرقهء انساناند كه تحديد و ترتيب قوانين نمودهاند ؛ و ايشاناند فلاسفهء فرس و اصحاب كياست و حذاقت « 23 » .
- فرانتس كومون اين سؤال را طىّ كتاب اديان شرقى در جاهليت رومى مطرح كرده است كه نفوذ و تأثير مغان ايرانى چگونه و از كى بوده است ؟ آنگاه در پاسخ بدان از جمله چنين گويد كه در اواخر عهد اسكندرانى كتابهايى به استادان نيمه اسطورى در علم ايرانى نسبت يافت ، مانند « زردشت ، هوستانس و هيستاسپس » كه به يونانى ترجمه گرديد ؛ و تا پايان دوران جاهليت همين اسامى از مراجع اعجابآور محسوب مىشدند .
در همان زمان ، يهودان هم كه بسى متأثر از تعاليم و آراء ايرانى - كلدانى بودند ، در انتشار آن كتابها هنباز شدند . سپس ، يك تأثير و نفوذ بلافصل ديگر هم در دنياى رومى از جانب ماندگاههاى ايرانى آسياى صغير واقع شد ، كه ايمان راسخ در عقايد آن ملت باستانى را ابقاء كرد . » « 24 »
- همان خبر هرميپوس از ميرى نحوى دربارهء ترجمهء « بيست بار يكصد هزار بيت » از تعاليم زردشت ( - اوستا ) به يونانى كه قبلا بنقل آمد ، همانا خود يكى از شواهد و دلايل اين نظر خواهد بود كه يونانيان و از جمله افلاطون هم بر نگرشها و جهانبينى ايرانيان آگاه شدهاند . اينك استاد ايرانى استفان پانوسى گويد كه آيا يونانيان در استفاده از معارف
هامش
( 21 ) . جامعهء نوين ، همان ، ص 39 .
( 22 ) . تاريخ مختصر الدول ، ص 59 .
( 23 ) . تاريخ الحكماء ، ص 473 .
( 24 ) .The Oriental religions in Roman Paganism , Newyork , Dover Pub . , 1956 , pp . 189 - 190 .