نصب مىكند ؛ همچنين وى همراه با شاه وردان ( 42 - 45 ) از ديگر شهرهاى اشكانى ، اصفهان و قم و گرگان و باكتريا ديدن مىكند ، در آنها هم طلسم مىگذارد و از آنجا به هند مىرود . . . ؛ آيا نمىتوان همين شاه وردان را همان قباد دانست كه در متون عربى ياد شده است « 18 » .
3 . اودوكسوس كنيدوسى ( 408 - 355 ق . م . ) رياضىدان يونانى ، بنيادگذار نجوم علمى و يكى از بزرگترين منجمان سراسر اعصار ، « زردشت » را سرآمد حكيمان جهان شمرده و آيين مغان را عالىترين و پرارجترين مذاهب فلسفى دانسته است « 19 » . « برهيه » مورّخ فلسفه هم نتيجه گرفته است كه اودوكسوس همانا سخنگوى آموزههاى ايرانى در آكادمى افلاطون است ، دلباختگى آكادمى به آموزههاى زردشت ، نوعى نشأة و نشاط خاص بود ، درست مانند همان لذّتى كه به شوپنهاور از كشف مجدّد فلسفهء هندى دست داد « 20 » .
- در باب فلسفهء مغان ايران ، حكماى بزرگ يونان هريك « مغنامه » اى نوشتهاند ، همچون دموكريتوس ، ارسطو ، اودموس ، ديوژن و جز اينها كه عين متون آنها بر جاى نمانده ؛ ولى از جملهء آنچه در دست است عجالة تنها بدين نوشتهها در باب ارتباط فلاسفهء يونان با مغان ايران احاله مىدهد :
( كتاب ديوژن لائرتى . . . 9 / 34 - 35 )
- Diog . Laertios ; IX , 34 - 35 .
- Clement d ? Alexandrie : Stromates , I , 15 , 69 .
( دربارهء دموكريتوس / ذيمقراطيس ) .
( دربارهء فيثاغورس ) .
- Aelian : Variae Historia , IV , 20 .
- A . D . Nock : Essays on religion and Ancient World , Greeks and Magi , Oxford , 1972 , II , p . 517 FF .
( بررسىها در باب دين و جهان باستان ، يونانيان و مغان ) .
- برحسب مدارك تاريخى ، اسكندر كتب بىشمارى را در دانشهاى زمان خود از
هامش
( 18 ) . مجلّهء معارف ، سال 4 ، ش 3 / آذر - اسفند 1366 ، ص 119 - 123 .
( 19 ) . شهر زيباى افلاطون ( دكتر فتح اللّه مجتبائى ) ، ص 129 و 152 .
( 20 ) . جامعهء نوين ، ش 7 ( زمستان 1354 ) ، ص 32 .