ساله را به يونانيان شناسانده ، يك كتابچه به عنوان « در باب سيّارات » هم پيش از توصيف صورتهاى فلكى از او بر جاى مانده ، رسالهء « اسباب پديدههاى آسمانى » دربارهء پرتوافشانىهاى اختران ، بررسىهاى سالهاى بزرگ اپاختران كه همهء اينها در آثار باقى از « نبور يمانى » بابلى وجود دارد ؛ دموكريتوس از او گرفته است ، سپس دانش او به اوكتمون و متون و اودوكسوس انتقال يافته ، اصول نظريات ذرّهگرايى او را لئوسيپوس در كتاب « گيتى اندر بزرگ » مطرح نموده است . مسألهء بقاى كارمايهء او همانا مظهر همكارى عالمانه بين شرق و غرب بشمار مىرود ، هرچند گفته است كه « من به آتن آمدم ، هيچكس مرا نشناخت » « 1 » .
( 2 ) . مگيستى ( پهلوى )
از بطلميوس قلوذى ( ح 150 م ) كه همان « مجسطى » مذكور ( 3 ،
I
، ش 8 ) باشد ، متضمّن صور فلكى و بروجى هم هست .
( 3 ) . اردهنگ / ارتنگ / ارژنگ ( پهلوى )
مانى پيامبر ايرانى كه پيشتر ياد گرديده ( 1 ، بهرهء 2 ، ش 6 ) يك گيتى نگاشته يا كتابى على المشهور مصوّر بوده ، حسب قرائن چنانكه در شرح نجوم مانوى گذشت لا بدّ كه پيكرهاى سپهرى طىّ آن به صورت رنگين نگاشته مىشده است .
( 4 ) . گينزا / / گنجينه ( آرامى )
كتاب بزرگ مانداييان ميسانى ( سدهء 2 م ) كه ليدز بارسكى آن را ترجمه و تفسير كرده است ( گوتينگن ، 1925 ) متضمّن نظام نجومى و صور فلكى هم باشد .
( 5 ) . سيدهانتا ( پهلوى )
كه همان زيگ هندى مذكور ( 3 ،
I
، ش 9 ) متضمّن شرح صور فلكى هم باشد .
( 6 ) . كتاب تنكلوشا ( پهلوى )
كه در اصل يونانى موسوم به « تاپارانتلّاتوى دكانويس » ( - صور درج بروج و حدود ) تأليف حكيم آگارى تئوكروس
( Teucros )
بابلى ( سدهء يكم ميلادى ) كه در باب صورتهاى فلكى مربوط به بروج مىباشد ؛ ظاهرا در زمان خسرو انوشروان ( 531 - 579 م ) هشتاد سال پيش از هجرت ( ح 542 م ) آن را از يونانى به پهلوى ترجمه كردند ، كه البتّه ترجمهء صرف از يونانى نبوده ، بلكه تا حدّى به قالب ايرانى ريخته شده ، مطالبى ايرانى در آن وارد كردند . پس آنگاه كتاب « تئوكروس » از
هامش
( 1 ) .History of the Persian Empire ( Olmstaed ) , pp . 334 - 341 .