است كه تقسيم زمان را با تقسيمات آسمان تطبيق مىكردند ، مقدار سير آفتاب را در ماه آستانه / آستانغ ( - عتبه ) و در شبانروز راستوان ( - سكه ) و در هر دو ساعت ويزيهرغ / ويچهرغ ( - صف ) ناميدهاند . كفالايا ( فصلهاى 48 و 49 ) از دائرةالبروج در زبان قبطى به « لهمه » تعبير كرده ، كه خطوط لوله يا تقريبا « نوار » مىباشد . خانم بويس در شرح اين عبارت پهلوى مانوى « هان سيه راستوان اوى دوديگ آستانگ » ( از متن
y
) گويد كه آستانگها در قبال شش نوار ( - مدار ) اند ، كه فضا را در آسمان بين بزرگترين و كوچكترين قوس روزانهء خورشيد تقسيم كنند . نخستين آستانگ بلندترين و ششمين آنها فروترين باشد ، خورشيد همچون گذرندهاى از ميان يكى از آن آستانگها در هر ماه سى روزه ( - راستوان ) و رونده در ميان هر آستانگ دوبار در سال به حال صعود و هبوط ملاحظه مىشد « 1 » . اما هر آستانهاى را سى بازار ، در هر بازار دوازده راسته ، در هر راسته دو كنار باشد ؛ و هر كنارى را يكصد و هشتاد دكان ساختهاند . در هر دكان « يكسه »
( Yaksa )
ها و ديوان را درپيوستند ، نرينهها را جدا از مادينهها . پس آنگاه ويشپركار ( - همهكاره / همهآفرين ) خداوند چرخهها را بخواند ، آنها وى را بر يكتخت در آسمان هفتم نشاندند ، او را خداوند و پادشاه سراسر آن سپهرهاى دهگانه كردند . هم آنان بودند كه يك چرخ گردون و منطقة البروج ترتيب دادند ، كه ديوان تاريكى پرشرّ و شور را در ميان آن پيوستند . دوازده صورت بروجى و هفت سيّاره را هم آنان فرمانرواى سراسر جهان آميخته ( - عالم طبايع ) در قبال يكديگر قرار دادند ، از همهء ديوان زندانى در منطقة البروج راهها و رگها و پىها را درست كردند . در پايينترين سپهر آنها يك سوراخ درست كردند ؛ و منطقة البروج را از آن درآويختند . دو پسر خدا در آنجا به عنوان ناظر جايگير شدند تا پيوسته بر « چرخ » گردون مشرف باشند « 2 » .
بايد گفت از « هفت اپاختر » ( - سيّارات سبعه ) نيّرين - يعنى خورشيد و ماه « نور »
هامش
- پديدار در آسمان همانا برجى متناظر با آن در نيمهء ناديدنى كرهء سماوى ناپديدار باشد . « آستانه » مانوى شامل هر دو برج پديدار و ناپديدار ، و معناى چنين تقسيمى همين باشد .
( 1 ) .A reader in Manichaean , p . 68 .( 2 ) .ACTA IRANICA , 15 ( W . B . Henning ) , pp . 232 , 306 - 307 . /گاهشمارى ( تقىزاده ) ، ص 320 .