نصير الدّين طوسى هم از آن به عنوان « سفينة الاحكام » ياد كرده است « 1 » دكتر زرينكوب به خوبى دريافته كه در علوم آنچه به مغان ماد و بابل مربوط مىشد ، براساس سنّتهاى گذشته همچنان در بين كاهنان اقوام غربى ادامه داشت ؛ و تنكلوشاى بابلى ميراث نجومى دنياى بابل و پارت را در اوايل عهد ميلادى ارائه مىكرد « 2 » . بايد گفت كه ذكر كتاب تنكلوشا كه يكسره در احكام نجوم است ، در اين موضع از مقال ( طى فهرست ) فقط به سبب « صور » آن ، يعنى اين كه در عين حال كتابى ايرانى در باب پيكرهاى سپهرى است ؛ و گرنه موضوعا در ذيل « احكام نجوم » مىگنجد كه البتّه در آنجا بدين شرح احاله خواهد شد .
( 7 ) . صور درجات الفلك ( پهلوى ؟ )
يكى از پنج كتاب كه به زرادشت حكيم منسوب گرديده « 3 » ، يكسره در احكام نجوم است . بيرونى گويد كه زرادشت آذربايجانى با پدرش به حرّان رفت و آمد مىكرد ، در آنجا با اليوس حكيم ديدار نموده ، اين دانش را از او فراگرفت « 4 » . پيشتر در شرح دائرةالبروج گذشت كه دينكرد ( مدن ، 639 ، 11 / ملخّصا 435 ) ياد كرده است كه آن اصطلاح نجومى را زردشت به فرزانگان بابلى نسبت داده « 5 » ؛ گذشته از آنكه « زردشت » نامان متعدّدى وجود داشته كه بسا زردشت مادى يكى از آنها بوده ، چنانكه در الحاقات « پانودور » مورّخ بر متن تاريخ « بروسوس » بابلى ( سدهء 3 ق .
م . ) ابداع گاهشمارى خورشيدى را به دو منتسب نموده « 6 » ، هم در آثار يونانى متأخّر او را زردشت كلدانى ستارهشناس گفتهاند « 7 » ؛ چنانكه گزارندهء « دينكرد » ( 4 / 142 ) نيز به اسم
هامش
( 1 ) .A Volume of oriental studies presented to E . G . Browne ( Cambridge , 1922 ) , pp .تاريخ نجوم اسلامى ( نالينو ) ، ترجمهء احمد آرام ، ص 240345 - 363 . / Steinscheinder , p . ( 230 ) . /- 261 . / گاهشمارى ( تقىزاده ) ، ص 317 - 319 . / بيست مقاله ( تقىزاده ) ، ص 32 / فرهنگ ايرانزمين ، ج 8 ، ص 242 . / تاريخ الحكماء ( قفطى ) ، ص 398 .
( 2 ) . تاريخ مردم ايران قبل از اسلام ، ص 393 .
( 3 ) . طبقات الامم ( قاضى صاعد اندلسى ) ، گاهنامهء طهرانى ( 1310 ش ) ، ص 171 / تاريخ الادب العربى ( بروكلمان ) ، ج 4 ، ص 188 .
( 4 ) . ساقطات الآثار الباقية ، ليپزيك ، ص 32 و 33 .
( 5 ) .ACTA IRANICA , 15 ( W . B . Henning , p . 230 n 6 . ) .( 6 ) . تاريخ ماد ( دياكونوف ) ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 53 .
( 7 ) . تاريخ جنبش مزدكيان ( كليما ) ، ترجمهء فكرى ارشاد ، ص 255 .