تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
زردشت كلدانى يك « فلسفه‌نامه » هم از او ياد كرده « 1 » ، چنين نوشتارهايى اصولا از آثار هرمسى است كه مجوسان كلدانى - يعنى مغان ايرانى بابل‌نشين نوشته‌اند ؛ و نظر به وضع انتساب عمومى ايشان به زردشت پيامبر ايرانى بسا كه آن آثار از باب اطلاق عامّ به خاص به دو نسبت يافته است . همان‌طور كه تقىزاده در خصوص كتاب « المواليد » منسوب به زردشت گويد : « آن كتاب مجعول داراى اصل سريانى - يونانى بوده كه به آثار حرّانى مربوط مىشده ، معلوم نيست كه متن پهلوى هم داشته كه ترجمهء عربى از روى آن صورت گرفته باشد » « 2 » ؛ شايد كه اصل « صور درجات الفلك » هم در متن سريانى وجود داشته ، اشارت استفهامى ما به « پهلوى » در مورد آن صرفا از باب احتمال مىباشد . اما اينك ترجمهء عربى آن به عنوان « كتاب الزردشت فى صور درجات الفلك » ، نسخهء پاريس ( 6686 ، ش 4 ) و در جزو كتابهاى پنج‌گانهء منسوب به « زردشت » در كتابخانه‌هاى تركيه ( نسخ متعدّد ) وجود دارد « 3 » . اين كتاب نيز مانند « تنكلوشا » بابلى ( ش 6 ) مطلقا در احكام نجوم است كه طىّ آن بهره بازياد خواهد شد ، در اينجا فقط محض تضمّن آن بر « صورت‌هاى فلكى » بشرح آمد .

( 8 ) . دينكرد ( پهلوى )

كه پيشتر ياد گرديده ( 1 ، بهرهء 3 ،
I
، ش 1 ) « كتاب سوم » دربارهء سالهاى آفتابى و ماهتابى ، « كتاب چهارم » بالاخصّ در باب نجوم و تقويم ، اختران و اپاختران ، پيكرهاى سپهرى ، منازل قمر و انقلابات فلكى ، « كتاب پنجم » كه متضمّن پاسخهاى موبد آذر فرنبغ به پرسش‌هاى پيچيدهء نجومى هم باشد ؛ و جز اين‌ها سخن رفته است .

( 9 ) . بوندهشن ( پهلوى )

كه پيشتر ياد گرديده ( 1 ، بهرهء 3 ،
II
، ش 2 ) على المشهور مبتنى بر نسك ( چهارم ) « دامدات » اوستايى تأليف شده ، صبغهء نجومى بر آن غالب گشته كه تاواديا گويد موضوع ستاره‌شناسى و مانند آن بيرون از متن اوستا بوده ، اما زردشتيان در زمان ساسانيان آن دانش را كه ريشه در خاك ايشان نداشته از آن خود كرده بودند « 4 » .
هامش
( 1 ) .The Philosophy of the Mazd . Reli . , p . 103 .( 2 ) . بيست مقاله ( تقىزاده ) ، ص 31 - 32 . ( 3 ) .Geschicht der arabischen literature , SI , 959 zu 389 . /تاريخ الادب العربى ( بروكلمان ) ، ج 4 ، ص 187 و 188 . ( 4 ) . زبان و ادبيات پهلوى ( ترجمهء دكتر نجم‌آبادى ) ، ص 97 .