مرغى است ؛ و اينكه اورمزد در آرايش كيهانى خود همراه با بيست و چهار ايزد ، نيز اهريمن با بيست و چهار ديو به كار پرداختند . اين شمار نمادين زروانگرايانه ظاهرا باز گرد به نمودهاى دوازدهگانهء پيكرهاى آسمانى منطقهء بروج است ، كه به همراهى سيّارگان هفتگانهء همهء نيكى و بدى در جهان را سبب مىشوند ؛ اما دو برابر شدن شمارهء پيكرهاى سپهرى كمربند برجها بايستى متأثّر از گزارشهاى بندهشنى « بابلى » بوده باشد « 1 » . نظريهء افلاك مانى در كتاب « ارتنگ / ارژنگ » بيان گرديده ، هم در يك قطعهء سغدى راجع به جهانشناسى مانوى ، چنانكه والتر هنينگ گزارش نموده ، سخن از ده سپهر و هشت زمين فرابسته در آن رفته است . چالههاى پديدار ( دوزخ ) ، سه چرخ ، هفت ستون دروازه ، حالت « اطلس » گونه ، غول دريا ، رگهاى همپيوند ، ستون شكوهمند و جز اينها ياد گرديده ؛ كه طىّ آن موضوع « ده سپهر » با آنچه ابن نديم گفته ( الفهرست ، ص ) مطابق است . هريك از فلكهاى دهگانه داراى دوازده باب ( - دروازه ) باشد كه گويا با دوازده صورت بروجى ربطى نداشته باشند ؛ و هريك از دوازده باب ( - دروازه ) شش آستانه دارد . « آستانه » ها متأثّر از نظريهء ابتدايى حركت خورشيد باشد كه همانا در « كتاب هنوخ » حبشى آمده است . مقام خورشيد در هر آستانه مقارن با مقام او در هر صورت بروجى از اين قرار است :
- هنگامى كه خورشيد در آستانهء يكم است ، در دو پيكر يا خرچنگ هم هست .
- هنگامى كه خورشيد در آستانهء دوّم است ، در گاو يا شير هم هست .
- هنگامى كه خورشيد در آستانهء سوم است ، در بره يا خوشه هم هست .
- هنگامى كه خورشيد در آستانهء چهارم است ، در ماهى يا ترازو هم هست .
- هنگامى كه خورشيد در آستانهء پنجم است ، در دلو يا كژدم هم هست .
- هنگامى كه خورشيد در آستانهء ششم است ، در نهازيك يا كماندار هم هست .
بدينسان ، ملاحظه مىشود كه مانويان منطقة البروج را به واسطهء شش مدار موازى معدّل النهار به شش منطقه تقسيم كرده بودند ، كه آفتاب در هريك از آنها دو ماه در سال سير مىكند . اگرچه معناى چنين تقسيمى در منطقة البروج روشن نيست « * » ، ولى واضح
هامش
( 1 ) . دين ايرانى ( اميل بنونيست ) ، ترجمهء بهمن سركاراتى ، ص 98 .
( * ) بايد گفت كه معناى تقسيم روشن است ، ولى مرحوم هنينگ موضوع را نيك درنيافته ، برخى توضيحات وى هم عارى از اشتباه نباشد . قضيه در اصل راجع است به برجهاى متناظر يا تناظر بروج ، چه آنكه هر برج -