تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
كروىگونه بوده ؛ هرچند كه به سبب پيوندها و هماننديهاى آشكار ميان الفاظ و مفاهيم مزبور دل خواهان آن است كه فرضيهء « گائوچيترا » اوستايى - « گوچهر » ( - جوزهر ) فارسى مستدلا به اثبات رسد . بارى ، بندهشن ( بخش 6 ، بند 3 ) دربارهء دشمنى و همستارى ديوان با ايزدان ، شرح اضداد يا پتيارگان در سراسر گيتى كه از جمله هريك از اپاختران ( - سيّارات ) با يكى از روشنان سپهرى ( - ثوابت ) هماورد باشد ، اولا گويد كه « ماه تاريك بر ضدّ ماه گوسفند تخمه آمد » ، ثانيا « گوزهر و موش‌پرى دنب‌دار بر ضد خورشيد و ماه و ستارگان آمدند » . سپس ( بخش 7 ) در شرح زيج گيهان گويد كه گوزهر ميان آسمان به مانند ماران بايستاد ، سر به دو پيكر و دنب به نيماسپ ، چنان‌كه ميان سر و دنب ( به ) هرگاه شش اختر بود . او را تاختن از پس است ، هر ده سالى آنجا كه سر است دنب و آنجا كه دنب است باز سر بود » ؛ خلاصه آنكه سر و دنب « گوزهر » از افزارهاى اهريمنى مىباشد « 1 » . بدين‌سان ، « سر » و « دم » آن مار سپهرى يا اژدهاى فلكى - يعنى « گوزهر » ( - گوچهر ) آشكارا معبّر از عقدهء « رأس » و عقدهء « ذنب » مىباشد ؛ يعنى عقدتين قمر كه همانا نقاط تقاطع مدار ماه با دائرةالبروج ( - مدار خورشيد ) و « مار » همانا مدار ماه يا خطّ عقدتين مزبور است . دانسته باشد كه عقدهء « رأس » ( - سر ) محلّ تقاطع مدار قمر ( - مار ) با دائرةالبروج در نيمكرهء شمالى - يعنى نقطهء انقلاب صيفى رأس السرطان ( - آخر « دو پيكر » مذكور ) و عقدهء « ذنب » ( - دم ) محل تقاطع آن دو در نيمكرهء جنوبى - يعنى نقطهء انقلاب شتوى رأس الجدى ( - آخر « نيماسپ » مذكور ) است . به‌علاوه ، مفهوم تنومندسپهرى « دم‌دار » ( - ذو ذنب ) يا دنباله‌دار هم از توصيفات مربوط به « گوزهر » يا گوچيهر مار برمىآيد ، كه همواره مردّف با « موش پريك » اهريمنى يعنى ستارهء دنباله‌دار ياد شده است . در ادوار باستانى اعتقاد همگانه چنان‌كه در داتستان دينيك ( فصل 69 ) آمده ، چنين بود كه خورگرفتگى و ماه‌گرفتگى براثر يك تنومند آسمانى است كه دم و سرش مانع از پرتوافشانى نيّرين مىشود ؛ و آن تنومند همانا « گوچيهر » مذكور در بندهشن باشد ( فصل 30 ، بند 31 ) كه قيامت به پا كند ؛ و حوادث هائله ببار آرد . در كفالا يا مانوى هم ( 69 / 169 ) از گوچيهر و موشپريك ياد كند كه سيارات بدانها وابسته‌اند ؛ و چنان‌كه در « شكند گمانيك » گويد ( فصل 4 ، بند 46 ) تابش
هامش
( 1 ) . بندهشن ( گزارش مهرداد بهار ) ، ص 56 و 58 و 122 .
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 213 | پرويز اذكائى