خورشيد آنها را از گستاخى بازدارد . « موشپر » هم كه يك تنومندجنباى آسمانى دمدار است ، با سرشتى ديوسان و مرگآور در اوستا ( يسنا ، 16 ، 8 / 68 ، 8 ) به وصف آمده ، ظاهرا معبّر از شهاب ثاقب باشد كه شباهت به كرم دارد . زات سپرم ( فصل 2 ، بند 11 ) از شب تاريك سخن گويد كه مهر اباخترى ( - خورشيد تيره ) همجفت با ماه اباخترى ( - ماه تيره ) و پنج اباختران ( - سيّارات ) و بسيار تارپيكران به چهر و رخسار اژدها در پهنهء اندرواى ( - فضا ) تازش داشتند ؛ و خواندن و غرش مزنان ( - ديوان بزرگ ) هراسناك بود « 1 » . يك جا بندهشن ( بخش 7 ، 60 ) از نشانهاى در آسمان ياد مىكند كه آن را راه كاوسان و « راه گوزهر مار » خوانند ؛ هارولد بيلى در اين مورد داستان پرواز كيكاووس را به آسمان خاطرنشان مىنمايد « 2 » . هيلد گاردلوى طىّ گفتارى دربارهء ماهپرستى حرانيان ( آشورى ) ياد نموده است كه زوجهء « سين » ( - ايزدماه ) حرانيت يا نينگال ( - بانوى بزرگ ) نام داشته ؛ و اين ايزد بانو در سكّههاى عهد سلوكى با يك اژدها نموده شده است كه مىتوان نتيجه گرفت آن ايزد « مار » بوده است ؛ و گويد كه اين يك برداشت بسيار كهن آشورى است كه خداى ماه را همراه با يك مار نشان مىدادهاند « 3 » . اينك براى شواهد ادبى دربارهء ماهگاوى و « گوچيهر مار » يا اژدهاى آسمانى و عقدتين فلكى آن ، مىتوان در زبان فارسى به كتاب « اژدها در اساطير ايران » تأليف دكتر منصور رستگار فسائى ( دانشگاه شيراز ، 1365 ) رجوع كرد .
ه . ( نجوم مانوى ) :
دربارهء جهانشناسى مانوى و جهاننگرى نجومى آن كيش ، هم موادّ و متون معتنابه ( پهلوى و سغدى ) وجود دارد ، هم مطالعات دانشمندان ايرانشناس اروپايى به قدر كافى مىباشد . شايد كه كمتر پيغمبر و كيش ايرانى به اندازهء مانى و مانويّت مورد توجّه و عنايت بليغ دينشناسان خارجى شده باشد ، يكى به دليل تأثير عميق و نافذ آن در مذاهب و عرفان مسيحى ، ديگر از جهت پيدايى متون و اسناد مانوى مشهور « تورفان » تركستان كه طبع و نشر آنها هنوز هم ادامه دارد . اجمالا ، داستان آفرينش مانوى كه اصولا « زروانى » بنياد است ، در باب هيئت عالم قائل به نگرهء تخم
هامش
( 1 ) .Papers on Iranin subjects , pp . 127 - 130 / Zurvan ( Zaehner ) , p . 159 . /اساطير ايران ( مهرداد بهار ) ، ص 18 و 19 . / گزيدههاى زادسپرم ( ترجمهء راشد محصل ) ، ص 6 .
( 2 ) . بندهشن ( بهار ) ، ص 61 /Zoroastrian Problems , p . 139 .( 3 ) .A Locusts leg , pp . 141 - 142 .