تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
پيشتر ياد شد كه برحسب اوستا « ماه » از لحاظ عنصرى تشكيل‌دهندهء تخمه و نژاد جانوران بشمار مىرود ؛ و اگر صفت آفتاب « اسب تندرو » آمده همانا ماه « گاوگونه » ياد شده ، كه خود موهم به قديم‌ترين و مشهورترين صورت بروجى يا اولين منزل قمر « ثور » ( - گاو ) هم باشد . به‌هرحال ، چنين پيوندهايى ميان « ماه » و گاو سبب پيدايى مفهوم مثالى « گائوچيترا » ( - گاونژاد / گاوپيكر / گاوگونه ) مذكور در اوستا گرديده است ؛ حتى اين گمان را هشتاد سال پيش مرحوم منوچهر جى خرقات دانشمند پارسى هندى درافكند كه « گوچيهر / گوزهر / جوزهر » قمر - يعنى اژدهاى سپهرى ماه ( كه ياد خواهد شد ) شايد وجهى فرگشته از همان كلمهء « گائوچيترا » اوستايى ( - دارندهء تخمهء گاو ) باشد ؛ و گرنه كلمهء « گوچيهر » - هم بدين صورت - در اوستا نيامده است ، و مىافزايد كه شايد ايرانيان مفهوم اژدها را از جايى گرفته و به گوچيهر [ - گويا مراد « گائوچيتره » اوستايى ] داده باشند ، نامى كه گاه بر ماه نهاده آيد ؛ و به‌هرحال « جوزهر » ( - گوچيهر / گوزهر ) فارسى هم بر فلك قمر و هم بر اژدهاى سپهرى اطلاق گردد « 1 » . ابو عبد اللّه خوارزمى گويد : « جوزهر » دونقطه‌اى باشد كه دو دايره از افلاك بر آن دو تقاطع نمايند ؛ و آندورا « عقدتين » ( - دو گره ) نامند . جوزهر كلمه‌اى فارسى و همان « گوزچهر » يعنى شكل گردو باشد كه « گوىچهر » يعنى كروى شكل هم گويند ( امّا ) اوّلى درست‌تر است . همچنين اژدها را « گوزچهر » نامند كه در اصل بدان شكل ( ماند ) و يكى از دو عقده ( مزبور ) را رأس و ديگرى را ذنب گويند كه محلّ تقاطع دو فلك مىباشد ؛ پس چون اين نام برآن اطلاق شود ، مراد از آن به‌ويژه « جوزهر » ماه است « 2 » . بنا بر آنچه گذشت ابدا معلوم نباشد كه « گوچيهر » ( - جوزهر ) فارسى از همان « گائو چيترا » اوستايى فراجسته يا فرگشته ، تازه در صورت صحّت چنين فرضى هم دقيقا دانسته نيست كه « گائوچيترا » اوستايى يا « گوچيهر / گوچهر » فارسى چگونه و چرا بر اژدهاى فلكى اطلاق گرديده ، از كى با آن اين‌همانى يافته ؛ و مفهوم پتياره يا ضدّ و همستار « ماه » پيدا كرده است . شايد وجه صواب در واقع همان باشد كه « گوچهر » - نه « گاوچهر » ، به قول خوارزمى در اصل به معناى گوى مانند يا همان شكل مستدير ، دايره‌سان و
هامش
( 1 ) .Papers on Iranian subjects , p . 129 .( 2 ) . مفاتيح العلوم ، طبع فان فلوتن ، ص 220 .