تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
فرزندش كيخسرو آن را بر زمين آورد و سامان داد ، همه تقليدى از داستان « ورجمكرد » فرگرد دوم ونديداد مىباشد « 1 » . هم بايد گفت كه در اساطير يونانى ، « اورانى » يكى از هفت تن نيمه‌خدايان و مظهر علم نجوم در دنياى باستان است . اين فرشته را با قبايى لاجوردى رنگ و تاجى از ستاره‌ها مجسّم مىكرده‌اند كه كرهء آسمانى را در يك دست ، و آلات و ابزار رياضى را در دست ديگر دارد « 2 » . در عصر درخشان فرهنگى چين ( حدود 104 ق . م ) منجّم معروف « لوهسيا هونگ » يك گنبد آسمانى
( celestial cupola )
براساس نظام قديمى « كائى تين » ( - نيمكرهء واژگونه بر سطح زمين ) ساخت ؛ و در سدهء دوم ميلادى هم رئيس منجّمان امپراتورى چين چنانگ هونگ ( 78 - 139 م ) يك نيمكرهء آسمانى گردنده بر روى سطح استوايى ( - اسطرلاب ذات الحلق - حلقه‌دار ) بساخت « 3 » . در دوران يونانى مآبى اشكانيان كه گفته‌اند شاهان عنوان « برادر آفتاب و ماهتاب » به خود مىبسته‌اند ، بنا بر نوشته‌هاى فيلوستراتوس ( كتاب 1 ، بند 25 ) به نام آپولونيوس توانه / بليناس تيانى دربارهء قصر شاهان اشكانى در شهر بابل آمده است كه شيروانى آن از مفرغ بوده ؛ و شعاع آفتاب و ماه از آن بازتابيده ، جلوهء شگفت‌انگيزى بدان مىداده است . رواق‌ها و چهارطاقىها را با سيم و زر زينت داده بودند ؛ و اين زينت‌ها در ديوارها به‌سان پردهء نقاشى مىنمود . موضوع اين كارها را از افسانه‌هاى يونانى مانند « آندرومد » يا « اورفه » و جز اين‌ها گرفته بودند ؛ و نيز از موضوع آنها همانا وقايع لشكركشى ايرانيان به يونان بود . سقف يكى از اطاقها آسمان را با ستارگان مىنمود ؛ و نيز خدايانى كه اشكانيان مىپرستيدند . اين كارها را با ياقوت كبود آسمانى و سنگ‌هاى ديگر انجام داده بودند . در چنين اطاقى شاه براى محاكمه و حكم مىنشست ، چهار چرخ سحرانگيز زرّين كه در محور خود مىچرخيد ، از سقف اطاق آويزان بود . اين چرخها را زبان خدايان مىدانستند ؛ و عقيده داشتند كه گردش روزگار را مىنمايد ؛ و به شاه مىگويد : « اگر فراموش كنى كه بشرى ، و بخواهى كه خودت را فوق آن بدانى ، گرفتار غضب نيمه زيس ( ايزد كيفر يونانيان ) خواهى شد . » اين چرخ‌ها را مغان كه در قصر بودند به جايش
هامش
( 1 ) . كيانيان ( كريستن‌سن ) ، ترجمهء دكتر صفا ، ص 130 ، 134 ، 154 . ( 2 ) . تاريخ هرودوت ، ج 3 ، حاشيهء دكتر هدايتى ، ص 114 . ( 3 ) . مقدمه بر تاريخ علم ( سارتون ) ، ترجمهء صدرى افشار ، ج 1 ، ص 254 و 328 .