( 2 ) . طرح تطبيقى اذكائى
شادروان كوياجى كوشيده است كه همانندى بسيار نزديك آيينها و نمادهاى « بهرام يشت » را با اساطير كهن چينى نشان دهد . بهطور كلّى ، وى بهرام يشت را از آثار « سكا » هاى شبان و اثرات سكايى / سيستانى را برآن غالب دانسته است . چنين نگرهاى را هم دانشمندان ديگرى از جمله « نيبرگ » داشتهاند ، بدينكه مضامين آن دفتر بايستى در شرق ايران پديد آمده باشد « 1 » . اما اگر كوياجى تأثيرات اساطيرى و اخترشناسى ( شرقى ) را در بهرام يشت يكجانبه « چينى » دانسته ، اينجانب علاوه بر مؤثّرات بابلى و مادى ( غربى ) اسفار انفسى - تجسّدى « بهرام » پهلوان ايرانى را در پيكرهاى سپهرى با اسفار آفاقى - تخيّلى پهلوان يونانى « هراكلس » ( - « هركول » رومى ) برسنجيدهام كه علاوه بر سفرهاى زمينى ، بيشتر به سفرهاى منظمى در آسمان و پيكار با تنومندان سپهرى پرداخته ؛ و از جمله « كمربند هيپوليته » ( - نماد منطقهء بروج ) را بدست مىآورد « 2 » .
يكى از صورتهاى فلكى يا ظاهرا بروجى كه هراكلس با آن گلاويز مىشود ، همانا « گراز » اريمانت است كه با پيكر گراز بهرامى سنجشپذير باشد ، ولى با گراز مرحوم كوياجى - برج خوشه يا « دوشيزه » ( ؟ ! ) - ابدا شباهتى ندارد .
شمارى از ايزدان يا فرشتگان و حتى برخى از ديوان و كماريگان مورد اعتقاد در مذاهب ايران باستان با اختران يا اپاختران و پيكرهاى سپهرى اينهمانى و همنامى دارند ؛ ولى تحقيق و استقصاى آنها از اين گزارشها بيرون است . اگر توفيق يابيم كه كتاب مفصل « ستارهشناسى پيشينيان » خود را از براى طبع و انتشار بهطور نهايى تدوين كنيم ، طىّ آن
هامش
( 1 ) . دينهاى ايران باستان ( ترجمهء دكتر سيف الدّين نجمآبادى ) ، ص 71 و 73 و 79 / ايران در زمان ساسانيان ، ص 175 .
( 2 ) .cf : Dictionary of classical Antiquities ( Oskar Seyffert ) , Newyork , 1967 , pp . 280 -فرهنگ اساطير يونان و روم ( پيرگريمال ) ، ترجمهء دكتر احمد بهمنش ، ص 381 - 394 /282 .