دربارهء تمام اجزاء و عناصر نظام نجومى ايران باستان ، و اسامى تمام كواكب و اجرام سماوى بهطور مستوفى بحث و تتبّع شده است . در اينجا تنها و نمونهوار ياد آوريم كه مثلا ايزد يا فرشتهء سروش - صاحب « سروش يشت » اوستا ( كردهء 9 و 11 ، بندهاى 20 ، 26 - ) نيز موصوف به اوصاف ستارهشناختى است كه ما آن را با ستارهء درخشندهء « عيّوق » ( الف ) از صورت فلكى شمالى ممسك الاعنّة برابر مىدانيم . علاوه بر نوشتارهاى سدهء اخير دربارهء ستارهشناسى و گاهشمارى ايرانيان باستان ، گويا نخستين رساله در اين خصوص از « آلبر و بر » آلمانى بوده باشد ، به عنوان « دربارهء نامهاى كهن ايرانى ستارگان » كه در اخبارنامهء آكادمى علوم برلين ( 1888 ) بطبع رسيده است .
* * * دربارهء ستارهيابها ، كيهاننماها و اسطرلابهاى ايرانى كهن سخن بسيار است ، ما مجال زيادى در اين خصوص نداريم . آنچه مىتوان به اجمال و اشاره ياد كرد اولا اينگونه « سپهرنما » ها از منجّمان بابلى به مغان و ستارهشناسان ايرانى رسيده ، ثانيا نبايد متوقّع بود كه مراد از اسطرلاب در روزگار باستان همان نوع پيشرفته و تكامليافتهء اعصار ميانه باشد ، كه خود محصول ترقّى دانشهاى هندسى و رياضى علاوه بر نجوم بوده است . بارى ، از سه مجموعهء متون نجومى عهد آشورى ( نيمهء دوم هزارهء دوم ق . م . ) مجموعهء قديمتر « نيپور » متضمّن نوعى اسطرلاب مىباشد كه نشانگر ابتداى امر نجوم رياضى است . يكى ديگر مجموعهء موسوم به « اسطرلاب » آشورى ( برلين ) شامل فهرست 36 ستارهء مرتبط با 12 ماه سال است ، كه حدود / 1100 ق . م تاريخگذارى شده است . از كتابخانهء مشهور « آشوربانيپال » ( 669 - 630 ق . م ) هم جدول مدوّرى پيدا شده ، كه با تقسيمات 12 ماهه كاملا شبيه به اسطرلابهاى مستدير و تكامليافتهء پسينى است ؛ همچنين در جزو مجموعات نجوم رياضى اسطرلابهاى مربّعى هم وجود دارد « 1 » .
در روايات ملّى ايرانيان سخن از هفت كاخ شگفتانگيز كاووس در كوه البرز رفته ، كه فراز گنبدش يك سپهرنما با همهء اختران آسمان برآن تعبيه شده ، يا خورشيد و ماه مصنوعى كه افراسياب به جادوى در دژ زيرزمينى خود - حسب روايت بندهشن - در « بغگر » ( - خدا كوه ) برآورد ؛ و كنگدژ مشهورى كه سياووش در زير زمين بنا كرد ،
هامش
( 1 ) .The Birth of astronomy , pp . 62 , 65 - 66 , 67 .