« بهرام يشت » يا ايستاده مثل « ونند يشت » ، بايد گفت كه يشت ويژهء فرشتهء داد و داورى ، « ترازو » دار روز رستاخيز كه شايد معبّر از برج « ميزان » فلكى هم باشد ، « رشن يشت » يكى از پارههاى اوستايى در ستارهشناسى است . چه ، طىّ آن ( بندهاى 21 - 28 ) آمده است كه در همه جاى زمين و آسمان ، همچون در ستيغ درخشان « البرز » زنجيرهسان - جايى كه نه شب است و نه تاريكى - چكاد زرّين « هكر » - فرازگاهى كه « ناهيد » از آن فرود آيد ، فرابرز كوه « هرا » - جايى كه گرداگرد آن ستارگان و ماه و خورشيد در گردشاند ، در سپهر ستارهء « ونند » ، در سپهر ستارهء « تشتر » درخشان ، در سپهر ستارهء « هفتورنگ » ، در سپهر ستارگان دارندهء گوهر آب ( - « ستويس » ؟ ) ، در سپهر ستارگان دارندهء گوهر زمين ( - . . . ) ، در سپهر ستارگان دارندهء گوهر گياه ( - . . . ) ، در سپهر ستارگان وابسته به خرد پاك ( - « هرمزد » ) ، در سپهر « ماه » دارندهء گوهر ستوران ، در سپهر « خورشيد » تيز اسب ، در فضاى فروغ بىپايان ( - انغران ) و بهشتان و « گرزمان » درخشان ( - عرش اعلى ) يارى رسان و ستوده است « 1 » . ما پيشتر در شرح دائرةالبروج اوستايى از ستيغ و فراز « البرز » زنجيرهسان ياد كردهايم ؛ همچنين در گزارش ستارگان چارسوى آسمان از هفتورنگ ( شمالى ) ، تشتر ( شرقى ) ، ونند ( غربى ) و سدويس ( جنوبى ) ياد كردهايم . طبقات آسمان هم در توصيف « پايه » هاى سپهرى ( - افلاك ) اختران و اپاختران ياد شد . تنها آنچه ناگفته مانده است ، همان اوصاف سپهرهاى ستارگان داراى نطفههاى عناصر اربع يا گوهرهاى نبات و جماد است . يك چنين نگرهاى علاوه بر آنكه بنياد فلسفى و جهانبينى حكيمانه دارد ، خود رهنمون به مقولات احكام نجومى دربارهء مثلّثات عنصرى ، مزاجات و طبايع اجرام سماوى و جز اينهاست كه در بهرهء « احكام نجوم » بدانها اشاره خواهد رفت . طرح مسائل احكامى از اين دست در برخى از متون زند و پهلوى هم باشد ، ولى بيش از همه خصوصا در داتستان « مينوى خرد » ( باب 48 ) از ستارگان عنصرى - كه متأسفانه نام آنها را نمىبرد - ( بندهاى 7 - 11 ) ، ثوابت علائم جهات ( بندهاى 12 - 21 ) ، اختران بىشمار كه نماد و نمود فروهران باشندگان جهاناند ( بندهاى 22 - 23 ) ، حركتهاى خورشيد و ماه ( بندهاى 24 - 27 ) و جز اينها ياد شده است « 2 » .
هامش
( 1 ) . يشتها ( گزارش پورداوود ) ، ج 1 ، ص 577 - 581 .
( 2 ) . مينوى خرد ( ترجمهء دكتر احمد تفضلى ) ، ص 65 - 67 .