تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
ديگر « فرد » شجاع ( - يعنى پيكر « مارآبى » ) پيوسته با افق و ستارهء درخشان‌تر « سهيل » يمانى ( - كه همان « سدويس » اوستايى باشد ) به‌گونهء همسان در حال اوج بودند . بايد توجّه داشت كه در پايان فصل زمستان براى كاروبار كشاورزى همواره انتظار طلوع علائم فلكى مىرفته است . پس « شير » در سر سوى آدمى در اوج و بالست توانمندى خود به گاو كه مىكوشد به پايين افق بگريزد تازش مىبرد و او را مىكشد . پيكر گاو پس از ناپديدارى نزديك به چهل روز ناديدنى مىماند ، طلوع دوبارهء آن براى نخست بار - يعنى كنار روزى يا تشريق آن در يكم فروردين‌ماه / 21 مارس كنونى نشانگر اعتدال ربيعى بود . ولى به سبب پيشروش يا تقديم اعتدالين ، تاريخ معين با « شيرگاو » تدريجا تغيير پيدا كرد . چنان‌كه حدود / 3000 سال پيش از ميلاد ( در روزگار سومريان كهن ) اين امر در پنجم اسفندماه / 25 فوريه ؛ و حدود / 2000 سال پيش از ميلاد در 20 اسفندماه / 10 مارس ؛ و حدود / 1000 ق . م در يكم فروردين‌ماه / 22 مارس ؛ و حدود / 500 ق . م ( زمان داريوش هخامنشى ) در هفتم فروردين / 28 مارس يا يك هفته پس از اعتدال ربيعى رخ مىداد . در آن موقع خورشيد حدود / 20 درجه زير افق غربى تخت‌جمشيد نشان يافته ، وضع كواكب پروين ( از پيكر گاو ) و قلب الاسد ملكى در سال / 500 ق . م به همان ترتيب موصوف بوده است . با توجّه بدين امر واقع كه تعيين اعتدالين و ترصّد هبوط پروين چند روزى اشتباه باشد ، دانسته مىآيد كه « شيرگاو » طىّ نيمهء نخست هزارهء يكم ( ق . م . ) در وضعى نمايان‌تر همانا نمادى طبيعى از براى تذكار اعتدال ربيعى ( حلول سال نو ) بوده باشد . ترديدى نماند كه داريوش يكم به همين سبب ، آن را در بنمايه‌هاى نگاركنده‌هاى كاخ اپادانهء تخت‌جمشيد به كار آورده است « 1 » . فخر الدّين اسعد گرگانى حتّى در دوره‌اى كه برج حمل نقطهء اعتدال ربيعى بوده ، به نبرد شير با گاو در جزو پيكرهاى دوازده‌گانهء كمربند برجها چنين اشاره كرده است :
حمل با ثور كرده روى در روى * ز شير آسمانى يافته بوى ز بيم شير مانده هر دو بر جاى * برفته روشنان از دست و از پاى
* * * در « اوستا » ى موجود گذشته از يشت‌هاى موسوم به نام ستارگان - خواه رونده مثل
هامش
( 1 )The Cambridge History of Iran , vol . 2 , pp . 737 - 738 .