هخامنشى دارد ، چونكه در آشور باستان خود نماد « شاماش » ( - خورشيد / مهر ) بوده كه در ايران نماد اهورامزدا شده است « 1 » . بارى ، ياد كردهاند كه تخيّل عيلاميان بسيار قوى و فراعادى بوده ، از انگاشتهاى ايشان طىّ هزارههاى بگذشته همانا يكى جانور دورگهء « شير دال »
( Griffin )
مىباشد . شير بالدارى با سر و پاهاى پيشين به گونهء چنگال مرغان شكارى ، كه اين اختراع عيلامى در مصر هم پذيرفته شد . يك محصول عجيب تخيّل عيلامى هم نوار مهرى است متضمّن هلال ماه و ستاره ، عقرب با سر انسانى ، هيولاى انسان - گاو ، و همان شيردال كه دربارهء اينها گفتهاند گويا معبّر از امورى كيهانى باشد ؛ ولى كليد رمز اسرارآميز نقوش هنوز بدست نيفتاده است « 2 » . به عقيدهء اينجانب جانوران دوريخته نماد نژاد مردم دورگه يا آميختهء كوهى و دشتى ، يعنى توتم مشترك قبيلهاى ايشان چنانكه در آغاز اين بهر از گفتار ياد كرديم ، بايستى « شير » از آن مردم هامونى و « دال » از آن مردم كوهستانى باشد ، كه بنا بر معهود در صورتهاى بروجى هم به اشكال موصوف نشان يافتهاند . شيردال - يا « بشكوچ » پهلوى - در جزو پيكرهاى سپهرى بابليان موسوم به « اودكادوخا » بوده كه مطابق با صورت فلكى شمالى « دجاجه » ( - ماكيان ) كنونى مىباشد . صورت شيردال با پيكر « آ / نشرو » ( - نسر طائر ) يا صورت شمالى « عقاب » كنونى و همراه با تمامى برج « پابيل ساگ » ( - قوس ) هرساله در 15 ماه نهم - يعنى اواسط همين آذرماه طلوع مىكرده است « 3 » .
اما شير گاو كه ويلى هارتنر آن را يك صورت مستقل فلكى توصيف كرده ، در عهد هخامنشى به مثابه نخستين برج از مبدأ اعتدال ربيعى يا اوّل سال نجومى ، چونان برج « حمل » امروزه بوده باشد كه در لحظهء تحويل آفتاب بدان « نوروز » ملكى به وقوع مىپيوسته است . گويد كه از ميان همهء صورتهاى فلكى پيكر گاو با شير به گونهء مركّب « شيرگاو » دستكم سنتى پنجهزارساله دارد ، چه در اوايل هزارهء چهارم ( ق . م . ) وقتى كه برج گاو با كواكب پروين خود در بيست و يكم بهمنماه / دهم فوريه تشريق مىكرد ، برج شير با قلب الاسد درخشان خود ( - يعنى ستارهء شاهى ) و پايينتر از آن ستارهء درخشان
هامش
( 1 ) .IRAN in the ancient East , pp . 251 , 255 .( 2 ) . دنياى گمشدهء عيلام ( والتر هينتس ) ، ص 193 - 196 .
( 3 ) .The Birth of Astronomy , p . 75 .