جمله بر نقوش جامهاى مشهور « شوش 1 » به وضوح تشخيص داده ، پيكرهاى سپهرى از فراز و نشيب آن كوه مقدس ( شرقى - غربى ) طلوع و غروب كنند « 1 » . بدينسان ، پروند زمين ( - منطقة الارض ) و پروند آسمان ( - منطقة البروج ) كه در آن خطّ زمينى رشته كوه جهانى ايرانى « البرز » در راستايى از دورگاه شرقى بهسوى دورگاه غربى ، در پندار ايشان چنين نموده مىآيد كه « ممثّل » آسمانى آن همانا خطّ اعتدال شرقى - غربى يا مسامحة دائرةالبروج مىباشد . ( همچنين ياد شد كه نصف النهار يا نيمروزان شهر « رى » نيز خطّ زوال در ميانگاه خطّ اعتدال ، مارّ بر مركز مختصّات نجومى يا تقاطع خطّين مزبور در قبّهء جهانى ايران بوده است ) . هم بنا بر « اوستا » البرز نخستين كوهى است كه از زمين برخاسته ؛ و همهء كشورهاى غربى و شرقى را فراگرفته ، آرامگاه مهر در آنجاست ، گرداگرد آن ستارگان و ماه و خورشيد دور زنند ، اختران از فراز آن بگذرند ، « جايى كه با چرخهء ستارگان همبر است » ، همان « راهگذر خورشيد » ( - دايرةالبروج ) و معبر كواكب باشد ؛ و خود كمربند برجها و دايرهء دور آنها بشمار آيد . آن كوه همچون « دورانكى » بابلى به مفهوم خطّ پيوند زمين و آسمان باشد ؛ و بنا به « بندهشن » ( هندى ، بخش 3 ، بند 13 / ايرانى ، بخش 7 ، بند 15 / بخش 9 ، بند 6 / 15 ، 1 و 3 ) در تيرك البرز خورشيد و ماه و ستارگان دور زنند ، خورشيد گردش خود را پيرامون زمين ( به گرد آن ) با برآيش و فرود شدن روزانه از ميان 360 روزنه ( - درجه ) تمام كند ، از آن 360 درجه نيمى ( 180 ) در شرق و نيمى ديگر ( 180 ) در غرب كوه البرز باشد كه گرداگرد زمين را فراگرفته است « 2 » .
دانشمندان چندى در موضوع ستارهشناسى ايرانيان باستان تتبّع كردهاند ، گفتارهاى ممتّع براساس دادههاى اوستايى يا متون زند و پازند پرداختهاند ؛ ليكن كاملا موفق به بازآفرينى و فرانمايى « نظام نجومى » ايران باستان نشدهاند ، زيرا هر « نظام » نجومى ( خورشيدى ) بدون وجود مفهوم اساسى « دائرةالبروج » جز دانههاى پراكندهء تسبيح بيش نخواهد بود ، رشتهاى كه مفهوم « نظام » منسجم را از كواكب منثوره پديد
هامش
( 1 ) .cf : the Cambridge history of Iran , vol . 2 , pp . 731 , 732 .( 2 ) . رش : رسالهء « قبة الارض ايرانى » از پرويز اذكائى ( در ) فرهنگ ، كتاب 2 و 3 / بهار و پاييز 1367 ، ص 127 - 128 / بندهشن ( گزارش مهرداد بهار ) ، ص 59 ، 71 ، 129 ، 131 و 171 / بندهشن هندى ( تحرير بهزادى ) ، ص 81 . /The Philosophy of the Mazd . Reli . , pp . 98 , 111 .