« تن » را هم به « جرم » فلكى و « اجرام » عالم تفسير كردهاند . از آنجا كه زمان كرانمند ، همچون چرخهء سپهر - كه بر مثال « گرداك » ( - دايرهء ) مسدود است - به دورى محدود مىگردد ، اين دو بهم وابستهاند ؛ و هر دو نيز از پديدههاى نخستينهاند « 1 » . « دينكرد » ( مدن ، 347 ، 1 - 22 ) مىآموزد كه زمان به تنهاى محتوى « تخمهء » آفرينش يا مادهء بىشكل در آيد . سپهر يا « رس » ( - چرخ ) همواره به مثابهء سرچشمهء « تخمك » و همانا « جرم اوليّه » ياد شده است . « زات سپرم » ( 30 ، 1 ) سپهر را تنهء جهان مهين دانسته است . سپهر همانا آوردگاه دو همستار نيك و بد باشد ، فلذا چنانكه در احكام نجوم ياد خواهد شد ، سپهر نيك ( - سعد ) همان فلك البروج يا افزار هورمزدى است ؛ و سپهر بد ( - نحس ) فلك هفتوان يا افزار اهريمنى است . در عين حال ، اين تنهء زروان خود يك ناموارهء خدايى هم دارد ، يا گويى كه « خدا » ست ، چنانكه او را همان « چرخ » ( - فلك ) دانستهاند ؛ و در ادبيات فارسى از آن به « گردان » سپهر و چرخ گردون تعبير شده
( Firmament )
كه سرنوشت جهان در دست اوست « 2 » . سپهر جامهء نيلگون بر تن دارد ، و گاه با « واى » ( - فضا ) يكى شمرده مىشود . ازاينرو ، سپهر در معانى « فلك »
( celestial )
، كره
( sphere )
، آسمان
( Heaven )
، گردش
( circuit )
، مدار
( orbit )
و مانند اينها به كار رفته و مىرود .
* * * پيشتر ياد شد كه در پهلوى مفهوم نجومى « برج »
( A sign of the zodiac )
را با الفاظ « اختر » و « خورده » يا « ماند » و « كده » و « آستانه » ( در متون مانوى ) بيان مىكردند ؛ و دوازده برج فلكى را « دوازدهان » مىگفتند كه صورتهاى آنها يا پيكرهاى بروجى بعدا ياد خواهد شد . ولى اكنون بايد ديد كه تصوّر ايرانيان باستان از « دائرةالبروج »
( Zodiac )
چگونه بوده ، يا به « منطقة البروج » ( - كمربند برجها ) چه مىگفتهاند . در پهلوى معادل با « دائره » يا شكل مستدير و « منطقه » ( - كمربند ) الفاظ « گرتاك / گرداك ، چنبر ، پروند / فروند » مىباشد ، كه يك جا ( بندهشن ، 71 ) لفظ « كوستيك / كستى » ( - كمربند ) به نحوى ايهامآميز در مفهوم دايره يا منطقهء بروج به كار رفته است « 3 » . تقىزاده گويد كه در
هامش
( 1 ) .Zurvan . . . ( Zeahner ) , pp . 111 , 112 .( 2 ) . اساطير ايران ( مهرداد بهار ) ، ص 11 . / گزيدههاى زادسپرم ( ترجمهء راشد محصّل ) ، ص 44 و 74 . /Zurvan . . . ( Zeahner ) , pp . 112 , 130 , 161( 3 ) .ACTA IRANICA , 15 ( W . B . henning se , pa . ) 241 . /