مفاهيم دينى ( كلامى ) و عرفانى ، فلسفى و علمى ( نجومى ) در نزد ايرانيان اتحاد معنا - شناختى و اشتراك لفظى داشته ، اصلا جدا از هم نبوده است . اما نكتهء خيلى مهمّ كه تا كنون مجال اشاره بدان نيافتهايم ، اينكه آسمان و سپهر مينوى همهاش اورمزدى نباشد ، بلكه همچون ديگر عرصات كون و مكان درست نيمى به همزاد او يعنى « اهريمن » متعلّق بوده است . همانطور كه عوالم و اجرام نوريّه ، جهان برين يا فلك فوق القمر ، انغران و گردمان « بهشت » ، سپيدى روز و تمامى روشنان ( ثابت ) و صور بروجى تعلّق به اورمزد « ددار » ( - آفريدگار ) داشته ؛ عوالم و اجسام ظليمه ، دنياى زيرين يا فلك تحت القمر ، تاريكى بىكران و « دوزخ » ، سياهى شب و هفت اختران ( سيّاره ) و دنبالهدارها جزو ما يملك هماورد همزادش اهرمن « زدار » ( - ويرانساز ) بوده است . پديدههاى ماه گرفتگى و خورگرفتگى همانا از فعل اهريمن باشد ، حتّى هريك از ستارگان روشناى اورمزدى ، يك چهرهء سياه اهريمنى با خود دارد ( - آن روى سياه ) كه ظلمت آنها هم از مقولهء « نور سياه » باشد . بهطور كلّى در نگرههاى زروانى و مانوى اهرمن از آسمان هم - كه سيماى مرئى آن جامهء هرمزدى است - بهرى دارد . هم به تعبير زروانى « افزار » هاى اورمزدى و اهريمنى يا جنود رحمان و جنود شيطان برابر است ، چنانكه از جمله در رسالهء زروانى « علماى اسلام » ( بندهاى 12 و 13 ، 18 و 25 ) بيان گرديده است كه طىّ ادوار آفرينش ، « اورمزد » روشن و پاك و نيكوكردار ( و ) « اهرمن » سياه و گنده و بدكردار ، هرچه كردند هر دو به يارى پدر آفريدگار خود « زمان » ( - زروان ) كردند ، افزارهاى كيهانى خويش را از او تحصيل نمودند ، چنانكه ( در آوردگاه كيهانىشان ) دوازده برج كه در سپهر بسته است لشكر و افزار اورمزدى است ؛ و « هفت ديو » ( - هفت اختر رونده / سيّارات سبعه ) لشكر و افزار اهريمنى است . ( 26 ) . چون اين كارها راست آمد ، سپهر بگشت ، خورشيد و ستارگان برآمدن و فروشدن آغاز كردند ، ساعات و روز و شب و سال و ماه پيدا شد ، دهندگان ( - بغانبختان / قواسم ادوار ) پديد آمدند ، در اين معنى سخن بسيار است . » « 1 » .
خلاصه آنكه از « واى » ( - فضاى ) بىكران - به تأكيد بايد گفت كه - « آسمان » ( -
هامش
( 1 ) . رسالهء زروانى علماى اسلام ، طبع پرويز اذكائى ( در ) مجلّهء چيستا ، سال 8 ، ش 3 ( رديف 73 ) - آذرماه 1369 ، ص 348 و 351 .