مىكند - و در آينده نيز - مورد توجّه مىباشد ؛ اينكه گوهر او از چيست و ساختمايهء آن چه باشد ، چه بوده است اندر آن و چها اكنون هست . بهطور كلّى ، نگرهها و آموزههاى مربوط به آسمان از سه منظر ابراز گرديده است : ( 1 ) سيماى گيتيانى ( - مادى ) يا آسمان ديدنى ، ( 2 ) جنبهء مينوى ( - الهى ) يا آسمان ناديدنى ، ( 3 ) چهرهء ستارهشناختى آسمان يا چرخهء سپهر و اختران « 1 » . اما بخش ناديدنى آنكه « مينوگ آسمان » گفتهاند ، با توجه به اينكه اساسا ايرانيان غربى آسمان را خداى برين مىدانستند ؛ و اينكه طاق آسمان و پديدههاى آن نمايندهء نظم تزلزلناپذير و قانونى او هستند ، نظر به پديدارى شب و روز در آن طاق نيلگون ، برحسب اعتقادات آريايى كهن ( - هند و ايرانى ) قائل به يك جفت ايزد به نامهاى « ميترا - ورونا » بودند ، كه ميترا / « مهر » نمودگار يا خداوند آسمان شب ؛ و « وارونه » هم ايزد آسمان روز بود كه بعدا در انجمن گاهانى ( زردشتى ) با « اهورا مزدا » اينهمانى يافت « 2 » .
در دين فلسفى ايرانيان باستان كه ياد شد اختر كيشى است ، و ايزدان آن با تنومندان آسمانى همانستى پيدا كردهاند ، نمىتوان به آسانى و بدون توجّه بليغ از آسمان مينوى يا بخش نامرئى آن گذشت ؛ زيراكه پايهء برين آن يا طبقهء هفتم - چنانكه بيايد - « انغران » يا روشنى بىكران همانا جايگاه و قلمرو سماوى اهورا مزداست ؛ و طبقات پايين يا ستاره پايهها به ترتيب جايگاه ايزدان و امشاسپندان ، سپس « بهشت » يا جايگاه فروهران كه به تعبير فلسفىاش « عالم مثل » ( حسب افلاطون ) يا « مينوگ ايستيشنيه » ( - منزلگاه مينوان ) و محلّ و مستقرّ ارواح نيكان و پاكان است . شاهكار انديشهء ايرانى و كارستان فلسفى ايشان كه از دو هزار و پانصد سال پيش به اين طرف ، يك روند بر فكر و ذهن و دين و حكمت نوع بشر چيره گشته ، همانا نگرهء نبوغآميز مغانى و مادى الاصل آموزهء « جهان فرورى » است كه در اصطلاح حكماى ايرانى دورهء اسلامى به عنوان « عالم مثال يا دنياى عقول و نفوس فلكى » ياد شده است . در اين نگرهء ايرانى بر خلاف اعتقادات سامى و بابلى كه جايگاه « آنوناكى » ها يا ارواح مردگان در هاويههاى زمينى و زيرزمينى دانسته آمده ، موافق با « اوستا » جايگاه ارواح پاكان و نياكان ايرانيان همانا بر فراز آسمان و از
هامش
( 1 ) .Zoroastrian Problems , pp . 120 - 121 .( 2 ) . دينهاى ايران باستان ( نيبرگ ) ، ترجمهء نجمآبادى ، ص 99 .