مؤبدان زردشتى در برابر مانويان - كه دانشهاى پيامبر خود را ميراث اكمل ديگر پيامبران مىدانستند - صورت پذيرفته ، و خود را موظف دانستهاند دانش مردم ديگر را در آيين خود راه دهند . ولى به عبارت « آنها را با اپستاك يكى كرد » نبايد چندان اهميت داد ، زيرا مندرجات اپستاك اين مطلب را تأييد نمىكند . يك نسك ( پنجم ) به نام « نختر » را مىتوان استثناء كرد ، كه به علّت نبودن متن پهلوى آن چيزى در دست نيست ، ولى عنوان « نختر » از واژهء سانسكريت « نكشتره » ( - مجموعهء ستارگان ) باشد كه اشاره به هندى بودن آن دارد . به علاوه ، در بخش « هدمنثر » ( - مانسريك ) كه هفت نسك اوستاى عهد ساسانى را دربر مىگرفته ، در نسك چهارم ( دامدات ) هم كه سخن از جهانشناسى مىرود ، در نسك هفدهم ( هوسپارم ) و شايد قسمتى از محتويات « هادخت نسك » هم مطالب نجومى مندرج بوده است « 1 » . « هنداك استار اشماران » پهلوى ( - حسابهاى ستارهنگران ) يا - به اصطلاح - راصدان كواكب مذكور در « دينكرد » ( مدن ، 420 ، 11 ) و از جملهء اصطلاحات فنى ديگر « هورا » و نيز « كاله كوشاك » يونانى ( - مجموعهء زمانشناسى ) دستكم نشانگر برخورد و پيوندهاى فرهنگى ، علاوه بر روابط سياسى ( جنگى ) و بازرگانى با كشورهاى همجوار است « 2 » .
مطالعات و بررسىهاى كلّى كه در باب دانش ستارهشناسى ايران باستان - خواه از جهت نظرى يا عملى آن صورت پذيرفته - بعضا پيشتر در جاى خود ياد شد ، مانند : كتاب دستى زيج شاه ساسانى - از پروفسور كندى ، نظام نجومى ايران - از بور كهادت ( و ) واندروردن ، قبّة الارض ايرانى - از راقم اين سطور ( پرويز اذكائى ) كه ضمن آنها از مطالعات فرعى ديگر سخن بميان آمده است . اما رسالات مفرد راجع به صور فلكى يا بعض آنها به سبب اهميّت خاصّ ، تكنگارىهاى مربوط به برخى از كواكب مشهور اوستايى يا گفتارهاى ويژهء متون نجومى ( پهلوى ) و جز اينها نيز طىّ گفتار حاضر در جاى خود ياد خواهد شد . منتها در اينجا بايد از سه مطالعهء كلّى در باب نظام فلكى ايرانيان باستان - بهطور عامّ - ياد كرد كه عبارتند از : فصل نجوميّات در متون پهلوى ، در كتاب
هامش
( 1 ) . زبان و ادبيات پهلوى ( ترجمهء دكتر نجمآبادى ) ، ص 67 - 69 ، 85 - 86 / بيست مقاله ( تقىزاده ) ، ص 30 .
( 2 ) . زبان و ادبيات پهلوى ، ص 67 .Zoroastrian Problems , p . 82 /