تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
الصالحين » را به سال 1111 نگارش داده است ، براثر يورش تركمن‌ها از وطن اصلى خود خراسان گويا به اصفهان رخت بربست و به سال 1116 درگذشت . در ستايش شاه سلطان حسين صفوى گويد :
بسيط روى زمين آن‌چنان گشته آباد * به يمن رايت اقبال آن جهان وقار كه در تمامى آفاق ذره‌اى ويران * بتوتيا نتوان يافت بهر ديدهء مار زرشك راى جهانگير او چهار انگشت * نشسته بر رخ مرآت آفتاب غبار به پيش شعشعه تيغ برق كردارش * نشسته تا بكمر تيغ مهر در ز نگار بروز معركه از جان خصم روز دغا * برآورد بدم تيغ آبدار دمار كنند تهنيت يكدگر همين بحيات * بقيمتى كه ز تيغش برند جان بكنار سكندر آيت جمشيد جاه دارا راى * قباد صولت رستم دل عدو آزار جهان‌پناه معلى سرير كيوان قدر * ستاره خيل فلك حشمت سپهر مدار ابو المظفر نصرت فتح لوا * خدايگان جهان بخت شاه عدل شعار

راغب الشعراء ميرزا على اكبر فرزند احمد فرزند ابو القاسم فرزند محمد خان فرزند حيدر حسن يزدى مصلائى

از شاعران شهر يزد با تخلص « راغب الشعراء » ، خود و پدرانش را « بنا » لقب مىدهد و گويا حرفهء آنان بوده است ، قرآن كريم را چند بار به خط خود نوشته و سيزدهمين نسخه را هشتم ذىالحجه 1343 بپايان برده است . اين ابيات از اوست :
مىپرورى عاقل ز چه اين ملك تنى را * در گور كزو راست در آخر وطنى را گير آخرت و توشهء وى ساز بهمره * افكن به زمين دولت دنياى دنى را