الصالحين » را به سال 1111 نگارش داده است ، براثر يورش تركمنها از وطن اصلى خود خراسان گويا به اصفهان رخت بربست و به سال 1116 درگذشت .
در ستايش شاه سلطان حسين صفوى گويد :
بسيط روى زمين آنچنان گشته آباد * به يمن رايت اقبال آن جهان وقار
كه در تمامى آفاق ذرهاى ويران * بتوتيا نتوان يافت بهر ديدهء مار
زرشك راى جهانگير او چهار انگشت * نشسته بر رخ مرآت آفتاب غبار
به پيش شعشعه تيغ برق كردارش * نشسته تا بكمر تيغ مهر در ز نگار
بروز معركه از جان خصم روز دغا * برآورد بدم تيغ آبدار دمار
كنند تهنيت يكدگر همين بحيات * بقيمتى كه ز تيغش برند جان بكنار
سكندر آيت جمشيد جاه دارا راى * قباد صولت رستم دل عدو آزار
جهانپناه معلى سرير كيوان قدر * ستاره خيل فلك حشمت سپهر مدار
ابو المظفر نصرت فتح لوا * خدايگان جهان بخت شاه عدل شعار
راغب الشعراء ميرزا على اكبر فرزند احمد فرزند ابو القاسم فرزند محمد خان فرزند حيدر حسن يزدى مصلائى
از شاعران شهر يزد با تخلص « راغب الشعراء » ، خود و پدرانش را « بنا » لقب مىدهد و گويا حرفهء آنان بوده است ، قرآن كريم را چند بار به خط خود نوشته و سيزدهمين نسخه را هشتم ذىالحجه 1343 بپايان برده است .
اين ابيات از اوست :
مىپرورى عاقل ز چه اين ملك تنى را * در گور كزو راست در آخر وطنى را
گير آخرت و توشهء وى ساز بهمره * افكن به زمين دولت دنياى دنى را