آن مرد فقير از چه ز درگاه برانى * نيز از چه تو آباد كنى انجمنى را
اموال و زرت گرچه رسد پايهء قارون * همره نبرى بيشتر از يك كفنى را
رجائى حاج محمد محسن قندهارى
در ادب و شعر متبحر و به طب و پزشكى نامبردار ، در بغداد سكونت گزيد ، عارف وارسته ، در شعر « شباب » تخلص مىنمود و اخيرا به « رجائى » .
اين رباعى از اوست :
مردان خدا روى بهر سو نكنند * جز سوى خدا به هيچ سو رو نكنند
غير از گل معرفت ز گلزار جهان * تا فصل خزان رسد گلى بو نكنند
رحمت محمد كاظم رحمت
اديب شاعر با تخلص « رحمت » ، گويا به دربار قاجار تعلق داشت ، ديوانهاى « نظم المصائب فتحعلى شاه » و « نظم المصائب ناصر الدّين شاه » از اوست ، پس از سال 1268 درگذشته .
رحيم محمد رحيم لنجانى اصفهانى
از شاعران اوايل سدهء سيزدهم ، در شعر به نام خود « رحيم » تخلص مىنمود .
در آغاز مثنويى در مدح مولا امير المؤمنين عليه السلام گويد :
بنام خداوند فرد و كريم * خداوند رحمن خدائى رحيم
سپاس و ستايش ابر آن مجيد * كه از يك كنش شد دوعالم پديد