كه او هست بخشندهء مهربان * ابر اين جهان ابر آن جهان
سپاس و ستايش ابر آن خدا * كه او هست سامان روز جزا
ز مدح على هرچه گويم كم است * ز اوصاف پاكش خدا اعلم است
ز وصف على هرچه گويم رواست * كه دست على بلكه دست خداست
رستم سيد محمد هاشم صفوى اصفهانى ، رستم الحكماء
فاضل اديب پرادعا ، به عربى و فارسى شعر مىگفت و شعرهاى عربى وى سست و گاهى مغلوط است ، از كيميا و علوم غريبه اطلاع داشت ، القاب غريبى به خود مىداد ، خط نسخ و نستعليق و طغرا را نيكو مىنوشت ، داراى تأليفاتى است چون « رستم التواريخ » و « قانون السلطنة » و « مجموعة الفضائل » و « شمس الملوكى » و « معمانامه » .
رشتى
ميرزا على فرزند محمد رشتى گيلانى
از دانشمندان و واعظان سدهء سيزدهم ، در دانشهاى دينى متبحر و داراى انشائى نيكو بود ، از اوست كتابهاى « وسائل النجاح و ذرائع الفلاح » و « حقائق الايمان » و « مداد الحقائق و منار الدقائق » .
يكى از كتابهايش را بدين ابيات به حضرت حجت « ع » اهدا كرده است :
زنى كى تو بر هديهام پشت دست * چه سانش كنى رد بود گرچه پست
كى آرى ز بىقدرى هديه ياد * دهى كى تو ناموس مُهدى بباد
اگرچه نيم هيچ اما شها * بدل مهرتم هست بىمنتها
خدا داند اى شاه كاشانهام * بود چرخ و با مهر هم خانهام
ندارم سرى ليك با افسرم * ز مهر تو با آسمان همسرم