تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
كه او هست بخشندهء مهربان * ابر اين جهان ابر آن جهان سپاس و ستايش ابر آن خدا * كه او هست سامان روز جزا ز مدح على هرچه گويم كم است * ز اوصاف پاكش خدا اعلم است ز وصف على هرچه گويم رواست * كه دست على بلكه دست خداست

رستم سيد محمد هاشم صفوى اصفهانى ، رستم الحكماء

فاضل اديب پرادعا ، به عربى و فارسى شعر مىگفت و شعرهاى عربى وى سست و گاهى مغلوط است ، از كيميا و علوم غريبه اطلاع داشت ، القاب غريبى به خود مىداد ، خط نسخ و نستعليق و طغرا را نيكو مىنوشت ، داراى تأليفاتى است چون « رستم التواريخ » و « قانون السلطنة » و « مجموعة الفضائل » و « شمس الملوكى » و « معمانامه » .

رشتى

ميرزا على فرزند محمد رشتى گيلانى

از دانشمندان و واعظان سدهء سيزدهم ، در دانشهاى دينى متبحر و داراى انشائى نيكو بود ، از اوست كتابهاى « وسائل النجاح و ذرائع الفلاح » و « حقائق الايمان » و « مداد الحقائق و منار الدقائق » . يكى از كتابهايش را بدين ابيات به حضرت حجت « ع » اهدا كرده است :
زنى كى تو بر هديه‌ام پشت دست * چه سانش كنى رد بود گرچه پست كى آرى ز بىقدرى هديه ياد * دهى كى تو ناموس مُهدى بباد اگرچه نيم هيچ اما شها * بدل مهرتم هست بىمنتها خدا داند اى شاه كاشانه‌ام * بود چرخ و با مهر هم خانه‌ام ندارم سرى ليك با افسرم * ز مهر تو با آسمان همسرم