تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
مرد حق بود و شد به حق و اصل * رحمت حق بود [ . . . ] او سال مرگش خرد بشمسى گفت * ( سيد واعظ سرابى كو )
( 1350 )

ديوانه شيخ على اكبر فرزند ابراهيم قراچه‌داغى

گويا به وعظ و ارشاد اشتغال داشت ، قاضى قراچه‌داغ بود ، شعر را نيكو با تخلص « ديوانه » مىگفت ، جنگى به سالهاى 1273 - 1286 پرداخته است . از اوست :
جان بود آنچه شود صرف به راه جانان * نتوان گفت كه جز دادن جان كارى هست سر و جان گر طلبد يار شود با مقدار * ور نه در اين دو نگويند كه مقدارى هست عاشق آن است كه ناگفته به جانان جان داد * آن نه عشق است گرش حاجت اظهارى هست

ذره خان بابا فرزند خان محمد خان نائب اسدآبادى

از اسدآباد همدان برخواسته و در كرمانشاه سكونت داشت ، عارفى است صوفى با اطلاع از دانش‌هاى عصر خود ، از شاعران اوايل سدهء چهاردهم . از او است :
اى خوشا از سرود درويشان * نغمه و بانك رود درويشان خوش‌تر از جنت العدن باشد * مجمر و بوى عود درويشان