كانبيا در « ما عبدناك » آمدند * در مقام « ما عرفناك » آمدند
پس همان بهتر كه از تقصير خويش * ما بدان درگاه عذر آريم پيش
ور نه آن را آنچه مىباشد سزا * كى تواند بوالبشر آرد بجا
غفارى حاج محمد غفارى
اديب شاعر جامع ، از دانشمندان سدهء دهم ، در تاريخ تأليف كتاب « روضات الجنان » شيخ حسين كربلائى گويد :
به حمد اللّه كه اين سربسته اسرار * تمام از فيض ارباب وفا شد
به صورت هركه يكره ديد در وى * اگر بيگانه بود او آشنا شد
در او از روى معنى گر نظر كرد * درونش مخزن سر خدا شد
چه پرسيدم ز تاريخش خرد گفت * زيارات قبور اوليا شد
( 975 )
غمكده ميرزا هاشم غمكده تبريزى
از شاعران آغاز سدهء چهاردهم و تا سال 1312 زنده بود ، شوخطبع و درويش مسلك بوده ، داراى غزل و قصايد و مثنوى و رباعى است . شعرهايش با تخلص « غمكده » و « سالك » و « مفلوك » مىباشد .
اين غزل از اوست :
منم گه كعبه و گاهى كنشتم * زمانى دوزخ و گاهى بهشتم
گهى تكيه باورنگ سلاطين * زده گه زير سر بنهاده خشتم
گهى زنّار بسته بتپرستم * گهى بگشوده تسبيح است و مشتم