زد حلقه چه بر در دلم عقل ذكى * پرسيد كه حلقهء در خلد جلى
دانى ز چه وجه يا على مىگويد * يعنى كه على است صاحبخانه على
علىآبادى ميرزا تقى علىآبادى
از شاعران سدهء سيزدهم ، اطلاعى از تاريخ زندگى وى نداريم .
هنگام درگذشت فتحعلى شاه قاجار گفته است :
چو پنجاه شد از هزار و دويست * ستاره ابر خاكيان خون گريست
جهان باز بازيچهء نو نمود * شهى برنشاند و شهى در ربود
چو فتحعلى شه پرداخت گاه * محمد شه آراست تاج و كلاه
همى باصفهان ترك شاهى بگفت * به خاك قم آن درب شاهى بخفت
بسى ناپسند است و ناريكش است ؟ * جهانى كه فتحعلى شه كش است
مبندان دلى را كه دلبند نيست * بديرى كه راى خردمند نيست
بداراى نو باد گيتى بكام * بشاه كهن ملك دارالسلام
علوى مير محمد اشرف فرزند عبد الحسيب علوى عاملى اصفهانى
از عالمان مشهور اصفهان ، جامع فنون عقلى و نقلى ، نگارندهء كتابهائى چون « علاقة التجريد » و « ترجمه مصائب النواصب » و « شرح دعاى صباح » و مؤلفات ديگر ، درگذشته به سال 1145 . از سرودههاى وى اين چند بيت را از پايان كتاب « فضائل السادات » مىآوريم :
اى كرمت بيش ز انديشها * صاحب شاهى ز تو درويشها
نيستى از فيض تو هستى شده * صاحب رفعت ز تو پستى شده