تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

فانى لطف على فانى

اديب فاضل ، به فارسى و عربى شعر مىگفت با تخلص « فانى » در شعر فارسى ، مجموعه‌اى به سال 1288 خريد و بعضى اشعار خود را در آن نوشت . اين بيت از او است :
آتش شهوت چو شود شعله گر * حور صفت جلوه كند كره‌خر

فايض ميرزا عبد الكريم بيرجندى

شاعرى است سرشار از ذوق و عرفان ، داراى قريحه‌اى نيكو و خطى زيبا ، از شاعران سدهء دوازدهم با تخلص « فايض » . اين غزل را براى دوستى به سال 1178 نوشته است :
بت‌پرستى در نهان و آشكارم آرزوست * بستن زنّار از گيسوى يارم آرزوست چون‌كه محبوسم بقيد عشق آن ليلى عذار * همچو مجنون سير دشت كوهسارم آرزوست رهنورد وادى غم چون‌كه هستم روز و شب * نور آن رخسار در شبهاى تارم آرزوست خنجر نازش نموده جان من را چاك‌چاك * كردن از خون زينت لوح مزارم آرزوست وصل جانان بزم رندان با شراب لعل‌فام * پس غزل‌خوانى چه بلبل در بهارم آرزوست جام مى طرف چمن با نغمهء قانون و دف * باهم آغوشى به يار گل عذارم آرزوست كور شد از گريه چشمم پس ز خاك مقدمش * ريختن بر ديده‌ها اندك غبارم آرزوست در حريم كعبه‌ام اما همين گويم صنم * بس‌كه دايم اعتكاف كوى يارم آرزوست چون لبش گرديد از شهد تبسم كام‌جو * گوشهء ميخانه و بوس و كنارم آرزوست سوختم در كورهء عشق مجازى ز آتشى * از حقيقت در دل افتادن شرارم آرزوست بس‌كه خوردم نيش از هم‌صحبتى اهل دهر * عزلت و طاعات حق زهادوارم آرزوست مست و واله در خرابات مغانم ( فايضا ) * كنج مسجد با دو چشم اشكبارم آرزوست