فانى لطف على فانى
اديب فاضل ، به فارسى و عربى شعر مىگفت با تخلص « فانى » در شعر فارسى ، مجموعهاى به سال 1288 خريد و بعضى اشعار خود را در آن نوشت .
اين بيت از او است :
آتش شهوت چو شود شعله گر * حور صفت جلوه كند كرهخر
فايض ميرزا عبد الكريم بيرجندى
شاعرى است سرشار از ذوق و عرفان ، داراى قريحهاى نيكو و خطى زيبا ، از شاعران سدهء دوازدهم با تخلص « فايض » .
اين غزل را براى دوستى به سال 1178 نوشته است :
بتپرستى در نهان و آشكارم آرزوست * بستن زنّار از گيسوى يارم آرزوست
چونكه محبوسم بقيد عشق آن ليلى عذار * همچو مجنون سير دشت كوهسارم آرزوست
رهنورد وادى غم چونكه هستم روز و شب * نور آن رخسار در شبهاى تارم آرزوست
خنجر نازش نموده جان من را چاكچاك * كردن از خون زينت لوح مزارم آرزوست
وصل جانان بزم رندان با شراب لعلفام * پس غزلخوانى چه بلبل در بهارم آرزوست
جام مى طرف چمن با نغمهء قانون و دف * باهم آغوشى به يار گل عذارم آرزوست
كور شد از گريه چشمم پس ز خاك مقدمش * ريختن بر ديدهها اندك غبارم آرزوست
در حريم كعبهام اما همين گويم صنم * بسكه دايم اعتكاف كوى يارم آرزوست
چون لبش گرديد از شهد تبسم كامجو * گوشهء ميخانه و بوس و كنارم آرزوست
سوختم در كورهء عشق مجازى ز آتشى * از حقيقت در دل افتادن شرارم آرزوست
بسكه خوردم نيش از همصحبتى اهل دهر * عزلت و طاعات حق زهادوارم آرزوست
مست و واله در خرابات مغانم ( فايضا ) * كنج مسجد با دو چشم اشكبارم آرزوست