تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
در عدمم خواهش بود از تو بود * در نظرم چشم وجود از تو بود گل ز گلستان تو پا در گِل است * در ره تو دل جرس محمل است جلوهء شيرين تو شد كوه‌كن * چون كنم از طور تجلى سخن موسى و عيسى همه حيران تو * كوه كمربستهء فرمان تو دست سخاى تو چه كف واكند * ابر كرم را كف دريا كند قطرهء باران تو عمّان بدل * پيش كف ابر تو دريا خجل هر سخنم عذر سخن گفتن است * طى ره عشق تو جان سفتن است مطلبم آنست كه جويا شوم * از سخن عشق تو گويا شوم ور نه در اين راه سخن ابلهى است * طول سخن در رهت از كوتهى است

علينقى علينقى فرزند رمضانعلى

عالم فاضل اديب شاعر ، از شاگردان علامهء مجلسى ملا محمد باقر اصفهانى كه او را به سال 1071 اجازه داده . اين رباعى از اوست :
اى آنكه به بزم احديت يكتاى * جز احمد مرسل تو ندارى همتاى مداح تو در لجهء غم غوطه خورد * دستش ز كرم گير بگو با ما آى

عنوان‌نگار تقى فرزند محمد ساوجبلاغى ، دبير اعلم

عالم بلندپايه و اديب پرمايه ، بر لغت عربى و تركى و فرانسوى مسلط ، بسيارى از متون و كتابهاى علمى را بنظم كشيده و شعر فراوان گفته ، پنج بار شعرش را در پنج ديوان گردآورد ، تخلصش « عنوان‌نگار » و گاهى با نام خود « تقى » بود ، در عرفان و تصوف قدم نهاد با به كار